وب سایت شخصی سیروس اویسی
از دست بوس میل به پابوس کرده ای ترقی معکوس که عبارت رندانه و طنزآلود تنزل است , گویا از دوران صفویه به این سو رواج یافته است.وقتی می گویند فلانی ترقی معکوس کرده یعنی دستخوش ادبار و بازگشت شده و نه تنها از خود رشدی نشان نمی دهد , بلکه هر روز دچار پسرفت نیز می شود. همین اصطلاح در یک رباعی منسوب به ابوسعید ابوالخیر( متوفی ۴۴۰ ه ق) نیز آمده است : مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم القصه در این چمن چو بید مجنون اما به قول استاد شفیعی کدکنی : ابوسعید از "شاعران بزرگی است که صاحب دیوانهای مشهورند ولی هرگز شعر نگفته اند " و آنچه در دیوانها به او منسوب است جز یکی دو رباعی در واقع از او نیست.[اسرار التوحید ، بخش اول ، مقدمه مصحح ، ص صد و پنج ] همین رباعی نیز , چنان که رباعی شناس محقق روزگار ما ،جناب سید علی میرافضلی ، بر آن اند , از یکی از شاعران دوره صفوی است ! بیدل سروده است: ناله در ِ عجز زد ز عجز ِ رسایی البته این را هم بیفزاییم که مشابه این مضمون به شکل "سیر معکوس " در سخنان شیخ محمود شبستری (متوفی ۷۲۰ ه ق) نیز سابقه دارد : هر آن کس را که ایزد راه ننمود گهی از دَور دارد سیر معکوس ضمنا ترقی معکوس را احیانا با تعبیر " واترقیدن" هم بیان کرده و در کتابهای لغت این شاهد را برایش آورده اند : هر که بینی ترقیی دارد کلیم همدانی(متوفی ۱۰۶۱ ه ق) نیز از ترقی معکوس با تعبیر "ترقی واژون" یاد کرده است: مرا همیشه مربی چو طالع دون بود در روایات اسلامی، کسانی که دچار ترقی معکوس اند و" امروزشان بدتر از روز پیش" است "ملعون" خوانده شده اند! و متاسفانه اوضاع به گونه ای است که برای بیان حال و روز روحی و اخلاقی و اجتماعی برخی از ما , تعبیری رساتر و تلخ تر از "ترقی معکوس" نمی توان یافت. به نقل از فصل فاصله
خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای !
پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
می بالم و در ترقی معکوسم !
آب شد این شعله از ترقی معکوس
ز استعمال منطق هیچ نگشود...
گهی اندر تسلسل گشته محبوس
من بی چاره واترقیدم !
ترقی ام چه عجب گر چو شمع واژون بود!
نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387
توسط سیروس اویسی|
