تبليغاتX
سخـن - نحو و سبك
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

 

       نحو (syntax) عبارت است از نظم واژه‌ها در عبارات و جمله‌ها، يا شيوة تركيب واژه‌ها و رابطة آنها با ديگر عناصر جمله و نيز رابطة جمله‌ها با هم. اما دستور (grammar) كاري فراتر از بحث در سطح جمله انجام مي‌دهد. بخش زيادي از تحول زبان كه در سبكهاي تاريخي و منطقه‌اي ديده مي‌شود مربوط به نحو است تا به واژه.  ساخت نحوی یا نظم کلام، به واژه نقش مي دهد و زمينة را براي اجراي نقش معنايي آن فراهم مي آورد.

      كيفيت نظم واژگان و ساخت نحوي يك گزاره، نسبت ميان ايدة ما و پديده‌ها را تعيين مي‌كند. وقتي کلام بر مدار نحو طبيعي زبان حرکت کند در واقع نگرش گوینده به موضوع خنثي و طبیعی است. وقتی یکی از عناصر جمله از جای طبیعی خود جابجا ‌شود، در واقع موقعيت آن عنصر در نگاه گوینده تغيير كرده است. به قول لونگينوس ‌ «تغيير نظم طبيعي كلمات، مسير انديشه را تغيير مي‌دهد». تغيير نظم واژگان، نتايج معنایی کاملاً متفاوتی به بار مي‌آورد. هر واژه‌ای که از جايگاه نحوي خود به جای دیگری در جمله منتقل شود موقعيت معنايي‌اش در جمله ارتقا يا تنزل پیدا می‌کند. به عبارت ديگر تغییر نظم کلام رتبة عناصر زبان را ارتقاء و تنزل می‌دهد. معمولاً یک عنصر زبانی که در ابتداي جمله قرار گیرد، جايگاه آن والاتر می‌شود و مورد تأکید قرار می‌گیرد. مطالعات نحوی نشان مي‌دهد كه معنا در ساختهای نحوی مشابه چقدر مي‌تواند متفاوت و متحول شود.

رابطة نحو و انديشه

       تا كنون دو ديدگاه متقابل «تزئيني» و «ارگانيك» در باب سبك مطرح بوده است. ديدگاه نخست چنين مي‌انگارد كه معاني، نخست بر زبان مي‌آيد، سپس با سبك آراسته مي‌شود. ديدگاه دوم انديشه و سبك را با هم متقارن و همبوده مي‌داند زيرا اين هر دو يك چيزند. از اين ديدگاه نحوة تركيب اجزاي جمله‌ها و نوع روابط آن‌ها با هم ساخت انديشه را شكل مي‌دهد. اگر بنا به ديدگاه نخست، سبك، صرفاً نقش تزيين‌كنندة انديشه را داشته باشد در اين صورت به دشواري مي‌توان نحو و گرامر را با سبك مرتبط دانست. اما اگر رابطة سازمندِ ميان سبك و انديشه‌ را بپذيريم و نحو را حامل و سازندة انديشه بدانيم، در اين صورت ميان ساختارهاي نحوي جمله‌ها، با نوع سبك پيوند استواري وجود دارد (Tufte, 1971: 4). بر اين اساس در سبك‌پژوهی، بررسي مقوله‌هاي نحوي اهميت بسيار دارد:

  • شکل تألیف واژه‌ها (نظم پایه و جابجایی در ساختار نحوی)
  • طول جمله‌ها (بلندي و كوتاهي)
  • ساختمان ترکیب جمله‌ها (ساده، مركب، پيچيده، پيچيدة مركب).
  • نقش معنايي جمله‌ها (خبر و ابلاغ، پرسش، امر، ندا، تعجب).
  • پيوند بلاغي جمله‌ها (همپايگي و وابستگي،‌ استقلال، تناوب، توازن، تقابل و تضاد).

[1]. Virginia Tufte. Grammar as Style. (USA. Holt, Rinehart & Winston Inc, 1971). p.4

به نقل از كاروند پارسي

نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387 توسط سیروس اویسی|