تبليغاتX
سخـن - حافظ و هنر او در بیان مسائل کلامی، عرفانی و اعتقادی
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

در ادبیات برای بیان مسائل و مطالب مختلف قالب­های متعدد و متنوعی وجود دارد، که شاعر به تناسب موضوع شعری قالب مناسب را برمی­گزیند. قالب غزل از جمله قالب­هایی است که هر موضوعی را نمی­توان در آن مطرح کرد مگر آنکه شاعر به مرتبه­ی استادی رسیده باشد. از جمله­ی این مسایل می­توان به مسائل اعتقادی، کلامی، عرفانی و ... اشاره کرد. این مسائل به لحاظ موضوع و مخاطب نیازمند شرح، بسط و تفصیل هستند که در غزل به لحاظ محدودیت ابیات باید موجز و مختصر بیان شوند. از این رو شاعر در بیان این مسائل باید سخن را به ایجاز بیان کند. در ادامه­ی این بحث شواهدی از این مسائل را، از دیوان حافظ، که به شیوه­ای ایجازگونه بیان شده­اند، نقل می­کنیم.

 

ـ بیان مسائل اعتقادی

در برخی مواقع شاعر با  بیان ایجازگونه، مسائل اعتقادی را بیان می­کند که البته، هر یک از این مسائل نیازمند شرح و تفسیر است. در زیر نمونه­هایی از این کاربرد را از حافظ می­آوریم.

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود             آدم آورد در این دیر خـراب آبادم3/317

آســــمان بار امانت نتوانست کشیـــــد           قرعــه­ی کار به نام من دیوانه زدند3/184

 

ـ برای بیان مسائل کلامی

از دیگر موارد که سخن موجز  بیان می­شود، هنگامی است که شاعر می­خواهد مسائل کلامی را در شعر مطرح کند و برای سهولت در انتقال و به خاطرسپاری مطلب را به صورتی ایجاز گونه بیان می­کند؛ البته بر همگان روشن است که مسائل کلامی نیازمند شرح و بسط و تفصیل است.

در پس آینه طوطی صفتم داشته­اند                      و آنچه اســـتاد ازل گفـت بگو می­گویم 2/380

گناه اگرچه نبود اختیار ما حافـــظ          تو در طریق ادب باش و گو گناه من است7/53

 

ـ بیان مسائل عرفانی

از دیگر مواردی که شاعر  برای بیان آن از ایجاز استفاده می­کند هنگامی است که شاعر می­خواهد مسایل عالی عرفانی را بیان کند. آنچه مسلم است اینکه بیان مسائل عرفانی در یک بیت نمی­گنجد و استادی شاعر در این قبیل موارد شرط اصلی گیرایی و اثرگذاری شعر است. مانند نمونه­ی زیر:

سایه­ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد    ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود 5/206

 

ـ توجه و تنبه

گاه شاعر با آوردن سخن به شیوه­ی ایجاز مطلبی را بیان می­کندکه بسط آن نیازمند شرح و تفصیل بسیار است، و هدف وی آگاهی و توجه دادن شنونده به امری است. مثلاً در بیت زیر خواجه­ی شیراز   مسأله­ای را بیان کرده که نیازمند شرح، بسط و تفصیل است و البته هدف وی توجه دادن انسان به حقیقت وجود خود و اهممیت مقام و مرتبه­ی او است.

تویی آن گوهـــــر پاکیزه که در عالم قدس           ذکر خیــــــر تو بود حاصل تسبیح ملک2/301

جلـوه­ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت         عین  آتش شد از این غیرت و بر آدم زد2/152

 

 

نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387 توسط سیروس اویسی|