وب سایت شخصی سیروس اویسی
شفاعت علیرغم اینکه ریشه در عقاید دینی دارد در اقوام و ملل مختلفی که حتی به هیچیک از ادیان آسمانی ایمان نداشتهاند نیز رسوخ کرده است و بیشتر جنبه اخلاقی مأخوذ از اعتقاد به جهان دیگر داشته است. اقوام و ملل ـ اعم از بت پرستان و غیره ـ معتقد بودند که زندگی آخرت نوعی از حیات دنیوی است که قانون اسباب و مسببات مادی و طبیعی در آن حاکم است، لذا انواع قربانیها و هدایا را به خدایان خود تقدیم میداشتند تا از گناهان آنها صرفنظر کرده و یا در احتیاجات آنها را کمک کنند و یا آنها را وسیله شفاعت خود قرار میدهند. آنها « فداء» یا «بدلی» برای جریم خود تهیه میکردند و یا از اشخاص و اسلحه استمداد میجستند. از این رو، زیور آلات و اسلحه را با مردگان خود دفن میکردند تا شاید از آنها استفاده یا به وسیله آن از خود دفاع کنند. حتی برخی از کنیزان را برای انس با میت و یا برخی از شجاعان را برای کمک به او همراه میت دفن میکردند، که البته قرآن کریم تمام این عقاید را غلط و باطل دانسته ولی اصل شفاعت را انکار نکرده است. يكي از مزايايي كه خداي متعال به مؤمنان، اختصاص داده اين است كه اگر مؤمن، ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند كه باعث سلب توفيق و سوء عقاب و سرانجام، شك و ترديد يا انكار و جحود نشود، و خلاصه در يك جمله "اگر با ايمان از دار دنيا برود" به عذاب ابدي مبتلا نخواهد شد و جهنم برايش ابدي نخواهد بود و گناهان كوچكش به واسطه اجتناب و دوري از گناهان كبيره، بخشوده شده و گناهان بزرگش به وسيله توبه كامل و مورد قبولپروردگارش، آمرزيده ميشود، و اگر موفق به چنين توبهاي نشد، تحمل گرفتاريها و مصائب دنيا بار گناهانش را سبك ميكند و سختيهاي برزخ و مواقف آغازين رستاخيز ناخالصي هايش را ميزدايد و اگر باز هم از آلودگيهاي گناهان پاك نشد به وسيله شفاعت ـ كه مظهر تجلي بزرگترين و فراگيرترين رحمت الهي در اولياء خدا به ويژه رسول اكرم و اهل بيت كرامش (عليهم الصلوة والسلام) ميباشد ـ از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت1. بر حسب روايات فراوان "مقام محمود" كه در قرآن كريم به رسول اكرم(ص) وعده داده شده همين مقام شفاعت است2، و نيز آيه شريفه "و لسوف يعطيك ربّك فترض(سوره ضحي، آيه5.)؛ و همانا پروردگارت "آنقدر" به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوي." اشاره به آمرزش الهي است كه به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال كساني كه استحقاق دارند ميشود. بنابراين، بزرگترين و نهاييترين اميد مؤمنان گنه كار، شفاعت است، ولي در عين حال نبايد از "مكر الهي" ايمن شوند و بايد هميشه بيمناك باشند كه مبادا كاري از آنها سر زده باشد يا سر بزند كه موجب سوء عاقبت و سلب ايمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنيوي به حدّي در دلش رسوخ يابد كه "العياذ بالله" با بغض خداي متعال از اين جهان برود بدان جهت كه ميبيند اوست كه به وسيله مرگ، بين او و محبوبها و معشوقها جدايي ميافكند. شفاعت با توجه به دیدگاههای مختلف به تقسیم بندیهای مختلف ، تقسیم می شود ، بعضی آن را به فقهی و کلامی و دیگری آن را به غلط و صحیح و بعضی آن را به تکوینی و تشریحی و عده ای آن را به دنیوی و اخروی تقسیم نموده اند . « شفاعت كه از ريشة « شفع » به معناي « جفت » گرفته شده ، مصدر ثلاثي مجرد مي باشد و در محاورات عرفي بدين معني به كار مي رود كه شخص آبرومندي از بزرگي بخواهد كه از كيفر مجرمي بگذرد يا بر پاداش خدمتگزاري بيفزايد و شايد نكتهي استعمال در اين موارد ، اين باشد كه شخص مجرم به تنهايي استحقاق بخشودگي را ندارد يا شخص خدمتگزار به تنهايي استحقاق افزايش پاداش را ندارد ولي ضميمه شدن و جفت شدن در خواست « شفيع » با خواست مجرم ، چنين استحقاقي را براي وي پديد مي آورد .»3 شفاعت در اصطلاح متكلمين عبارت است از : « رسيدن رحمت ومغفرت خداي سبحان از طريق اوليائش بويژه رسول اكرم « صلي الله عليه و آله و سلم » و اهل بيت گرامي اش « عليهم السلام » به انسانهاي مؤمني كه در دنيا مرتكب معصيت شده اند به شرط آنكه با ايمان از دنيا بروند . علاوه بر شفاعت مصطلح ، شفاعت تكويني به معناي تأثير دعاي پيامبر در جلب مغفرت الهي به بندگان نيز داريم كه اين دو شفاعت در يك رتبه مي باشند ؛ پس استغفار براي گنهكاران در همين دنيا نيز نوعي شفاعت است.»4 با دقت در معني لغوي و اصطلاحي شفاعت در مي يابيم كه : در معناي لغوي شفاعت ، علاوه بر ميانجيگري جهت برداشتن كيفر ، ميانجيگري جهت افزايش پاداش نيز بيان شده است ؛ اما در معناي اصطلاحي شفاعت ، شفاعت كردن تنها براي برداشتن كيفر است . البته در اين وساطت براي دفع ضرر از كسي بايد سه طرف وجود داشته باشند: الف) شفاعت، ب) شفاعت شونده، ج) شفاعت کننده صاحب كتاب محاضرات في الالهيات شفاعت را به دونوع تقسيم ميكند مطلق ومحدود :5 شفاعت مطلق بدين معناست كه ؛ گناهكار در دنيا هر عملي را مرتكب شده و در قيامت ، خواستار شفاعت شافعان مي شود؛ اين نوع از شفاعت در منطق عقل و وحي ، رد شده است . در نقطه مقابل شفاعت مطلق، شفاعت محدود قرار دارد كه ، براي پذيرش آن ، شروطي مقرر شده است مانند : 1ـ اجازه پروردگار به شفاعت 2ـ ايمان شفاعت شونده به خدا و پيامبران و روز رستاخيز و آنچه خدا بر پيامبرانش نازل فرموده است كه اين ايمان را تا پايان عمر حفظ كند . اين نوع از شفاعت ، در عقل و وحي ، پسنديده است . در واقع ، بيان انواع شفاعت ، به معترضين شفاعت كه معتقدند : اين مسأله باعث جرأت در گناهكاران و مجرمين مي شود ، بدين صورت پاسخ مي دهد كه : جرأت بر گناه لازمه شفاعت مطلق است كه رد شده نه شفاعت محدود كه مورد پذيرش است . غرض از تشريع شفاعت ، زنده كردن روح اميد در گناهكاران مي باشد ؛ وقتي شخص گناهكاري به خاطر گناهانش از درگاه الهي مأيوس گردد و به اين نتيجه برسد كه ديگر اميدي براي رهائي از عذاب الهي ندارد بيشتر در منجلاب فساد و تباهي فرو مي رود ؛ ولي هنگامي كه گنهكار بر اين باور باشد ، اگر در قيامت جزء محرومين از شفاعت نباشد اولياء خدا در حق او شفاعت ميكنند و اميدوار به فضل الهي باشد در دنيا تمام كوشش خود را به كار مي برد تا زندگي اش را منطبق بر مشمولين شفاعت كند. اثر شفاعت ، ريخته شدن گناهان و برداشتن عقاب است و در اصطلاح شرعي و مذهبي شفاعت درآن جا مطرح ميشود كه شخصي در نزد خداوند براي ديگري طلب مغفرت و آمرزش نمايد و يا بخواهد عقابي كه در اثر گناه متوجه نفس گنهكار شده از او برداشته شود و يا تخفيف يابد. در اين حال، شخص گنهكار، شفاعت شونده و ذات مقدس پروردگار پذيرنده شفاعت خواهد بود. شفاعت به معناي مذكور از مسلّمات دين مبين اسلام به شمار ميرود و در اين زمينه علاوه بر آيات متعدد قرآني، روايات فراواني از طريق شيعه و سنّي از رسولاكرم(ص) نقل گرديده است. شايد به جرأت بتوان گفت كه از همه ائمه معصومين در زمينه شفاعت روايت داريم و اين روايات هرگونه ابهام و شك و ترديدي را در زمينه شفاعت از بين ميبرد و موجبات يقين را براي حقيقت جويان با انصاف فراهم ميسازد. در موارد متعارف علت اين كه كسي شفاعت شفيعي را ميپذيرد اين است كه ميترسد اگر نپذيرد شفاعت كننده رنجيده ميشود و رنجش خاطر وي موجب محروميت از لذت مؤانست و خدمت و يا حتي موجب ضرري از ناحيه شفيع گردد. مشركاني كه آفريدگار جهان را داراي اوصاف انساني و از جمله نياز به انس با همسر و نديمان و كمك ياران و همكاران و يا ترس از انبازان و همتايان ميپنداشتند براي جلب توجه خداي بزرگ يا مصونيّت از خشم وي دست به دامن خدايان پنداري ميزدند و به پرستش فرشتگان و جنّيان و كرنش در برابر بتها و تنديسها پرداخته و ميگفتند: "هؤلاء شفعائنا عند الله( سوره يونس،18)؛ اينان شفيعان ما نزد الله هستند"و نيز ميگفتند: "ما نعبدهم الاّ ليقربونا الي الله زُلف(سوره زمر، آيه3)؛ اينان را پرستش نميكنيم؛ جز به اين منظور كه قرب و منزلتي براي ما نزد الله تحصیل کنند. قرآن كريم نيز در مقام ردّ چنين پندارهاي جاهلانهاي ميفرمايد: "ليس لها من دون الله وليٌّ و لا شفي (سوره انعام، آيه7)؛ ولي بايد توجه داشت كه نفي چنين شفيعان و چنين شفاعتي به معناي نفي مطلق شفاعت نيست و در خود قرآن كريم آياتي داريم كه "شفاعت باذن الله" را اثبات و شرايط شفيعان و نيز شرايط كساني كه مشمول شفاعت واقع ميشوند را بيان فرموده است. وانگهي پذيرفته شدن شفاعت شفيعان مأذون از طرف خداي متعال، به واسطه ترس يا نياز به ايشان نيست، بلكه راهي است كه خود او براي كساني كه كمترين لياقت دريافت رحمت ابدي را دارند گشوده و براي آن، شرايط و ضوابطي تعيين فرموده است. در حقيقت فرق بين اعتقاد به شفاعت صحيح و شفاعت شركآميز، همان فرق بين اعتقاد به ولايت و تدبير استقلالي است كه در مباحث خداشناسي بيان ميشود. واژه شفاعت گاهي به معناي وسيعتري به كار ميرود و شامل ظهور هر تأثير خيري در انسان به وسيله ديگري ميشود و چنان كه پدر و مادر نسبت به فرزندان و گاهي بالعكس، يا آموزگاران و ارشادگران نسبت به شاگردانشان و حتي مؤذن نسبت به كساني كه با صداي اذان او به ياد نماز افتاده و به مسجد رفتهاند شفاعت ميكنند، و در حقيقت، همان اثر خيري كه در دنيا داشتهاند، به صورت شفاعت و دستگيري در قيامت ظاهر ميشود. نكته ديگر اين كه استغفار براي گنهكاران در همين دنيا نيز نوعي شفاعت است و حتي دعا كردن براي ديگران و درخواست قضاي حوائجشان از خداي متعال نيز در حقيقت از قبيل "شفاعت عندالله" به شمار ميرود، زيرا همگي اينها وساطت نزد خداي متعال براي رساندن خيري به شخصي ديگر يا دفع شري از اوست. اينك به ذكر و ترجمه برخي از آيات و روايات كوتاه كه در اين زمينه وجود دارد ميپردازيم: "مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه؛ كيست كه در نزد خداوند براي ديگران شفاعت كند مگر به اذن او؟" بقره/ آيه255 "مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ؛ شفيعي نيست مگر پس از اذن او". يونس/ آيه3 "يَوْمَئِذٍ لا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا ؛ در آن روز (قيامت) شفاعت هيچ كس سودي نبخشد جز آن كس كه خداي رحمن به او رخصت شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گرديده است." طه/ آيه109. "لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنِ اتَّخَذَ عِند الرَّحْمَنِ عَهْدًا؛ در قيامت هيچ كس مالك شفاعت نميباشد مگر كسي كه [به پرستش حق] از خداي متعال عهد [نامه توحيد كامل[ دريافته است". مريم/ آيه87. "وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَي وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛و هرگز آن مقرّبان درگاه الهي از احدي جز آن كس كه خدا از او راضي است شفاعت نميكنند و آنها دائما از خوف قهر خدا هراسانند." انبياء/ آيه28 6ـ شفاعت در روایات اهل سنت و تشیع همان طور كه گفته شد در زمينه شفاعت هم از طريق اهل سنّت و هم از طريق شيعه اخبار فراواني به دست ما رسيده است. نخست به ذكر چند روايت كه از طريق اهل سنّت از پيامبر اكرم(ص) رسيده است ميپردازيم و سپس اخبار شيعه را در زمينه شفاعت بررسي ميكنيم. قال رسول الله(ص): "شفاعتي نائلة ان شاء الله من مات و لا يشرك بالله شيئا؛ از شفاعت من ـ اگر خداوند بخواهد ـ آن كس برخوردار خواهد شد كه بميرد در حالي كه هيچ گونه شائبه شركي نسبت به خداوند در دلش نباشد." قال رسول الله(ص): "قوله تعالي: عسي ان يبعثك ربّك مقاما محمودا( اسراء/ آيه79.)؛ هو المقام الذي اشفع لامتي فيه؛ منظور از "مقام محمود" در آنجا كه خداوند ميفرمايد: "اميد است كه خداوند تو را براي مقام محمود برگزيند" مقامي است كه من در آن براي امتم شفاعت ميكنم". قال رسول الله(ص): "يشفع يوم القيامة الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء؛ در آن روز نخست انبياء، پس از آن علما و سپس شهداء، گنهكاران را شفاعت ميكنند". قال رسول الله(ص): "ثلاثة يشفعون الي الله فيشَّفعون: الانبياء، ثم العلماء ثم الشهداء؛ سه گروهند كه در نزد خداوند براي گنهكاران شفاعت ميكنند و شفاعتشان مورد قبول واقع ميشود: نخست انبيا، سپس علما، پس از آن شهداء"7. قال رسول الله(ص): "انما شفاعتي لاهل الكبائر من امتي؛ شفاعت من فقط براي كساني از امتم ميباشد كه مرتكب گناهان كبيره شدهاند." قال اميرالمؤمنين(ع): "لنا شفاعة و لاهل مودّتنا شفاعة؛ اميرالمؤمنين (در ضمن حديثي) فرمودند: براي ما و نيز براي اهل مودّت و دوستي ما حق شفاعت وجود دارد." قال الصادق(ع): "من انكر ثلاثة اشياء فليس من شيعتنا، المعراج والمسألة في القبر والشفاعة؛ امام صادق(ع) فرمودند: هر كس منكر سه چيز شود از شيعيان ما محسوب نميشود: معراج پيامبر، سؤال در قبر و مسئله شفاعت." قال الصادق(ع): "نمجّد ربّنا، و نصلّي علي نبيّنا، و نشفع لشيعتنا فلايردّنا ربّنا؛ امام صادق(ع) فرمود: ما پروردگارمان را تمجيد ميكنيم و بر پيامبرمان درود و سلام ميفرستيم، و براي شيعيانمان شفاعت ميكنيم، و خداوند نيز درخواست ما را ردّ نميكند." قال الرضا(ع): "من كذب بشفاعة رسول الله(ص) لم تنله؛ هر كس شفاعت رسول خدا(ص) را تكذيب نمايد مشمول آن نخواهد شد. با توجه به آيات متعدد قرآني و روايات فراواني كه از شيعه و اهل سنت در زمينه شفاعت وجود دارد، انكار و تشكيك در آن هرگز براي اهل تحقيق و انصاف ممكن نيست. 7ـ جمع بندی روایات در باب شفاعت آن چه از روايات در اين جا ذكر گرديد، تعداد كمي از روايات متعددي است كه در زمينه شفاعت به معناي گسترده آن به ما رسيده است. ما در اين جا براي رعايت اختصار از ذكر بقيه روايات اين باب كه در كتب احاديث آمده است خودداري ميكنيم و با جمع بندي جامع از مجموع روايات به دست آمده، معاني گوناگون و اصطلاح "شفاعت" در لسان شرع را نيز بيان ميكنيم: به طور كلي ميتوان اين روايات را به سه دسته تقسيم كرد: دسته اوّل: رواياتي است كه شفاعت را به پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت شان، مؤمنين و يا گروههاي خاص ديگر مثل انبيا، علما و شهدا نسبت ميدهند و در بعضي از روايات آمده است كه همسايه نيز درباره همسايه شفاعت ميكند8. دسته دوم: رواياتي است كه شفاعت را به بعضي از اعمال نسبت ميدهند. به عنوان مثال در روايتي شفاعت به "رحم و امانتداري" نسبت داده شده است9. دسته سوم: رواياتي است كه مفادشان اين است كه همه مردم (ظاهرا بدون استثناء) در قيامت نيازمند شفاعت پيامبر اكرم(ص) ميباشند10. اگر بخواهيم معناي عام و جامعي براي شفاعت با توجه به گونههاي مختلف آن ارائه دهيم، بهتر اين است كه بگوييم: "شفاعت همان واسطه شدن در درگاه الهي است" و اين گروهها، اشخاص و يا افعالي كه در روايات به عنوان "شفيع" مطرح ميشوند، هر يك به نوبه خود مجرايي از مجاري فيض باري تعالي هستند و وسائط و كانالهاي جريان لطف و رحمت خداوندي به شمار ميروند يعني همان گونه كه هر يك از فيوضات الهي سبب و مجراي خاصي دارد، فيض شفاعت الهي نيز سبب و كانال خاصي دارد. « از بين افراد امت ، آن دسته از مؤمنيني كه ، مرتكب گناهان كبيره شده وبرهمان گناهان بدون توبه مرده باشند مورد شفاعت قرار مي گيرند .»11 به شرطي كه :« يكتا پرست واقعي باشند » 12و « با ايمان از دنيا رفته واز طرف خداوند براي شفاعت شدن ، مأذون باشند و خداوند هم از دينشان راضي باشد .»13 پيامبر اكرم « صلي الله عليه وآله » فرمودند : « همانا نزديكترين شما به من در فرداي (قيامت ) وسزاوارترين شما به شفاعت من ، راستگوترين ، امانتدارترين ، خوش اخلاق ترين ونزديكترين شما به مردم است .»14 شفاعت ، مختص مؤمن است وشخص مؤمن ، در صورتي مشمول شفاعت مي شود كه ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند و مرتكب گناهاني نشود كه سلب توفيق و سوء عاقبت و سرانجام شك و ترديد يا انكار و جحود را به بار مي آورد ،و در يك جمله ، « اگر با ايمان از دنيا برود » به عذاب ابدي ، مبتلا نخواهدشد . كساني كه مقرر شده به صورت دائمي در آتش باشند مورد شفاعت شافعين قرار نمي گيرند؛ چون خلود در آتش با مفهوم شفاعت منافات دارد . اين افراد عبارتند از : 1ـ كافران . والذين كفروا وكذبوا بآياتنا اولئك اصحاب النار فيها خالدون . بقره /39 2ـ مرتدان . ..... ومن يرتدد منكم عن دينه فيمت وهوكافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا والاخره واولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . بقره /217 3ـ مشركان : ماكان للمشركين ان يعمروا مساجدالله شاهدين علي انفسهم بالكفر اولئك حبطت اعمالهم وفي النار هم خالدون . توبه /17 4ـ ربا خواران: الذين يأكلون الربا . . . فمن جاءه موعظه من ربه فانتهي فله ماسلف وامره الي الله ومن عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . بقره/275 5ـ منافقان: وعدالله المنافقين والمنافقات والكفار نار جهنم خالدين فيها هي حسبهم ولعنهم الله ولهم عذاب مقيم . توبه /68 6ـ ظالمان: ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد هل تجزون الابما كنتم تكسبون. يونس/52 7ـ قاتلين عمدي مؤمنين: ومن يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها ... نساء/ 93 قرآن كريم در سورة مدثر بعضي از افرادي را كه شفاعت شافعين در حق آنان پذيرفته نمي شود چنين بيان مي كند : « از گنهكاران ميپرسند : شما را چه عملي به عذاب دوزخ در افكند ؟ آنان جواب مي دهند : ما از نمازگزارن نبوديم ومسكيني را طعام نداديم وبا اهل باطل ، به بطالت پرداختيم وروز جزا را تكذيب كرديم تا آنكه ( بهوسيله مرگ ) يقين به قيامت يافتيم پس شفاعت شفيعان در حق آنان هيچ پذيرفته نشود .»( مدثر / ازآية 41تا48) روايات معصومين نيز محرومين شفاعت را ذكر مي كنند : 1ـ سبك شمارندگان نماز: ( پيامبر اكرم فرمودند : كسي كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت من دست نيابد وبه خدا سوگند كه در كنار حوض (كوثر ) برمن وارد نشود.)15 2ـ ناصبي ها : ( امام صادق عليه السلام فرمودند: حتي اگر فرشتگان مقرب وپيامبران مرسل در بارة فرد ناصبي شفاعت كنند شفاعتشان پذيرفته نمي شود .)16 3ـ انكاركنندگان شفاعت پيامبر: ( پيامبر اكرم فرمودند : كسي كه به شفاعت كردن من ، ايمان نداشته باشد خداوند شفاعت مرا به او نرساند .)17 اگرچه سراسر وجود و هستي ما از آن خداست، و در هر لحظه غرق در درياي فيض الهي هستيم؛ امّا خداي تعالي فيوضات خاصي دارد كه شامل حال همه افراد نميشود. بلكه متوقّف بر اعمال و افعال اختيارياي است كه هر كس موفق به انجام آن اعمال گردد از آن فيوضات بهرهمند ميشود. هم چنين با توجه به تفاوت و اختلافي كه بين اين افعال ـ به عنوان اسباب تحصيل آن فيضها ـ وجود دارد، خود اين فيضها نيز مختلف ميشود. به گونهاي كه فيض خاصي كه از راه انجام يك فعل معيّن عايد انسان ميشود با فيض خاص عمل ديگر تفاوت دارد و اين دو قابل جانشيني و تبديل نيستند. به عنوان مثال فيض و ثوابي كه از راه "صدقه" به انسان ميرسد، ممكن نيست كه از راه ديگري كسب شود. و هر يك از اعمال نيك و صالح ديگر نيز سبب فيض خاصي هستند كه اين فيضهاي خاص جز از راه انجام فعل اختياري خاص خودشان حاصل نميشود. براين اساس ميتوان گفت حتي ملائكه الهي نيز كه موجوداتي تام التجرد بوده و جميع كمالات ممكنه نوع خود را بالفعل داراست از آن جا كه در كارهاي خود مختار نيستند، نميتوانند لذّت خاصي را كه از راه انجام يك فعل اختياري براي ما قابل درك است ادراك كنند. هدف از اين توضيحات اين است كه بگوييم: شفاعت نيز همچون ساير فيوضات حق تعالي سبب و مجراي خاصي دارد، اگر اين سبب فراهم نشود اين فيض هرگز به كسي نخواهد رسيد، و اين اسباب نيز همچون ساير اسبابِ فيضهاي الهي جز از راه افعال اختياري قابل تحصيل نيست. شفاعت در آخرت به چهار صورت ممکن است روی دهد . زمانی کسانی که حق شفاعت دارند خود در حق افرادی که سزاوار آن هستند نزد خداوند شفاعت کنند، ممکن است برخی از اهل شفاعت از برخی دیگر بخواهند تا در حق فردی شفاعت نمایند، ممکن است مشفوع له از صاحب شفاعت درخواست نماید و نیز ممکن است خداوند از شفیع بخواهد تا شفاعت نماید. حال با توجه به مطالب مذكور پاسخ دو شبهه از شبهاتي كه در زمينه شفاعت مطرح شده است روشن ميشود. از آن جا كه پاسخ اين دو شبهه ارتباط مستقيم با مطالب مذكور دارد، لذا اين دو شبهه را در اين جا مطرح كرده و پاسخ ميدهيم. سؤال اول: آيا شفاعت به معناي تحت تأثير قرار گرفتن خداوند در برابر ديگري ـ يعني شفيع ـ نيست؟ چرا كه اگر بگوييم در مسأله شفاعت مؤثر حقيقي تنها و تنها خداست، بنابراين درخواست شفيع هيچ اثري نداشته و شفاعت بيمعناست؛ و اگر بگوييم ديگري نيز در افاضه اين فيض الهي از ناحيه خداوند مؤثر است، مستلزم تأثر و انفعال خداوند است! سؤال دوم: آيا شفاعت كردن شفيع براي رفع عقاب از كسي است كه مستحق عقاب است و آيا پذيرش اين شفاعت از جانب خداوند به اين معنا نيست كه رحمت و لطف و مهرباني شفيع بيشتر و بالاتر از رحمت و لطف خداوند است؟ پاسخ به سوال اول: با توجه به اين كه گفتيم شفاعت نيز فيضي از فيوضات خداوندي است بنابراين روشن است كه منشأ اصلي و حقيقي اين فيض شفيع نيست، هرچند كه او تنها و تنها به عنوان كانال و فيض خاص الهي در رسيدن آن به انسان مدخليت دارد. يعني فيض شفاعت تنها و تنها از آن خداست؛ اما خود او كانال خاصي، مانند: پيامبران، ائمه، شهدا، علما و... را براي اين فيض قرار داده است كه اين فيض جز از اين مجاري قابل تحصيل نيست، بنابراين در عين حالي كه اين وسائط در شفاعت مؤثرند، هرگز اين مطلب به معناي متأثر شدن و انفعال پذيري خداوند نيست. پاسخ به سوال دوم: از پاسخ سؤال قبلي پاسخ اين سؤال نيز روشن ميشود يعني وقتي روشن شد كه فيض و رحمت تنها از ناحيه خداست، و اين شفعا و وسائط تنها نقش مجرا و واسطه دارند؛ بنابراين هرگز چنين نيست كه رحمت و مهرباني شفيع بيشتر از خداوند باشد،بلكه اين رحمت بيمنتهاي اوست كه باعث شده بابي به نام "شفاعت" به عنوان آخرين مرحله بهره مندي از فيض الهي گشوده گردد تا از اين طريق نيز افراد بيشتري مشمول فيض و رحمت او واقع شوند. هرچند مسئله شفاعت از اصول مسلّم و قطعي اسلام است، اما تابع شرايط و مقتضيات خاص و ويژهاي است، كه از لابلاي مباحث گذشته تا حدودي ميتوان اين شرايط را به دست آورد، اين شرايط را به صورت خلاصه ذكر ميكنيم: 1 ـ اذن الهي: چنان كه در بسياري از آيات قرآن كريم مشاهده كرديم، يكي از شرايط اساسي و اصلي شفاعت اين است كه به اذن الهي باشد. بنابراين چنين نيست كه هر كس بتواند در مورد هر كس كه بخواهد شفاعت كند: "رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا" نبأ / آيه37. 2 ـ رضايت خدا نسبت به شفيع: علاوه بر اين كه اصل شفاعت بايستي با اذن الهي باشد، شخص شفيع نيز بايستي از كساني باشد كه خداوند شفاعت آنان را ميپذيرد. با توجه به اين شرايط نيز نميتوان از هر كسي توقع شفاعت داشت وهر كس نميتوانند مدّعي حق شفاعت شود. 3 ـ رضايت خدا نسبت به فرد مورد شفاعت: در مسئله شفاعت، رضايت خداوند نسبت به شفاعت شوندگان نيز شرط است. يعني چنين نيست كه فيض شفاعت بدون استثنا نصيب هر كس شود، بلكه ـ چنان كه اشاره نموديم ـ اسباب و ملاك خاصي دارد كه هر كس اين ملاك را تحصيل كرده باشد، مشمول شفاعت شفاعت كنندگان قرار ميگيرد و در غير اين صورت از اين فيض محروم خواهد بود. از آيات و روايات شفاعت ميتوان بعضي از شرايط شفاعت شوندگان را كه موجب رضايت خداوند نسبت به شفاعت در حق آنان ميگردد به دست آورد، مانند شرائط "ايمان"، "اقامه نماز" ، "پرداخت زكات" و "اعتقاد به معاد" كه از آيات زير به دست ميآيد: "فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ *وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّي أَتَانَا الْيَقِينُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ؛ مدثر/ آيات 48 ـ 40. بهشتيان در بهشت از مجرمين سؤال ميكنند كه چه كرديد كه اينك گرفتار عذاب دوزخ شديد؟ دوزخيان پاسخ ميدهند، ما از نمازگزاران نبوديم، و با پرداخت زكات دستگيري از مسكينان نكرديم، و همواره عمر خويش را با اهل باطل به بطالت گذرانديم، و روز جزا و قيامت را دروغ ميپنداشتيم، تا اين كه ناگاه مرگ گريبان ما را گرفت و برايمان يقين حاصل شد. [اما اينان بايد بدانند كه]، با اين وضع، شفاعت شافعان در روز رستاخيز هرگز شامل حال آنها نميشود. به طور كلي بايد سنخيّتي بين شفاعتكنندگان و شفاعت شوندگان وجود داشته باشد تا شفاعت مؤثر باشد، اما اگر زنگارهاي سياهي و پليدي و گناه آنقدر زياد باشد كه به طور كلي سنخيّت بين دو گروه از بين رفته باشد، شفاعت هيچ اثري نخواهد داشت، 13ـ آثار تربیتی شفاعت از دیدگاه شیعه شفاعت نه تنها باعث تشویق به گناه نمیشود بلکه دارای آثار تربیتی مهمی است که از کناه جلوگیری میکند. این آثار عبارتند از: 1) ایجاد امید و مبارزه با روح یأس: وقتی انسان درک کند که گناه باعث طرد کلی از درگاه خداوند نمیشود و میتواند با توسل به شفیعان، گذشته خود را جبران کند از ناامیدی رهایی یافته برای سازندگی خود تلاش میکند. 2) ایجاد رابطهای معنوی با اولیاءالله: وقتی انسان دریابد اولیایی وجود دارند که به واسطه تقرب خود به خداوند میتوانند از انسان شفاعت کنند، سعی میکند که آنان را بشاسد و رابطه معنوی با آنان ایجاد کند و از فرمودهها و دستورات آنان اطاعت کند. از اصطلاحات کلامی و و مسایل حاد و متنازع فیه است که میان ارباب کلام و فرق کلامی مورد بحث و جدال است. خوارج اصولاً هیچ نوع وساطتی را قبول ندارند و گویند گنهکاران علی الاطلاق به دوزخ روند و هیچ کس هم نمیتواند آنها را نجات دهد. میگویند در قرآن آمده است که در روز قیامت نه دوستی به کار آید و نه وساطت پذیرفته شود. اهل سنت و اشعریان و کرامیه گویند: بزرگان دین واسطه شوند و خداون گنهکاران را میبخشد و در قرآن هم آمده است که شفاعت به اذن خداوند است. معتزلیان نیز تصدیق داشتند که شفاعت فقط برای کسانی رواست که شایسته پاداش در آخرت باشند تا این شفاعت حظ آنان را در آخرت افزون کند . از نظر اشعریان هدف اصلی شفاعت برداشتن عذاب بود. برخی شاعره معتقد بودند که پیامبر ممکن است برای بخشایش عذاب گنهکاران یا برای افزایش بهره کسانی که سزاوار پاداشند شفاعت کند. در شفاعت پیامبر (ص)، مرجئه و گروهی از اصحاب حدیث با امامیه موافقت دارند . معتزله بر ضد ایشان اجماع کرده اند، به اعتقاد ایشان شفاعت رسول الله (ص) مخصوص مطیعان است نه عاصیان و آن حضرت از هیچ آفریدهای که مستحق عذاب باشد شفاعت نمیکند. همه مسلمانان بر این اصل که پیامبر(ص) دارای مقام شفاعت است اتفاق نظر دارند و در ثبوت آن برای آن حضرت هیچگونه اختلافی نیست و شیعه امامان(ع) را نیز در روز رستاخیز شفیع خود میدانند. آنچه اختلاف است اینکه چه کسانی استحقاق شفاعت دارند و برای چه چیزهایی شفاعت میشوند.
نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387
توسط سیروس اویسی| |
