تبليغاتX
سخـن - شفاعت در آیات ـ روایات و مباحث کلامی
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

 

1ـ مقدمه

شفاعت علیرغم اینکه ریشه در عقاید دینی دارد در اقوام و ملل مختلفی که حتی به هیچیک از ادیان آسمانی ایمان نداشته­اند نیز رسوخ کرده است و بیشتر جنبه اخلاقی مأخوذ از اعتقاد به جهان دیگر داشته است. اقوام و ملل ـ اعم از بت پرستان و غیره ـ معتقد بودند که زندگی آخرت نوعی از حیات دنیوی است که قانون اسباب و مسببات مادی و طبیعی در آن حاکم است، لذا انواع قربانی­ها و هدایا را به خدایان خود تقدیم می­داشتند تا از گناهان آنها صرف­نظر کرده و یا در احتیاجات آنها را کمک کنند و یا آنها را وسیله شفاعت خود قرار می­دهند. آنها « فداء» یا «بدلی» برای جریم خود تهیه می­کردند و یا از اشخاص و اسلحه استمداد می­جستند. از این رو، زیور آلات و اسلحه را با مردگان خود دفن می­کردند تا شاید از آنها استفاده یا به وسیله آن از خود دفاع کنند. حتی برخی از کنیزان را برای انس با میت و یا برخی از شجاعان را برای کمک به او همراه میت دفن می­کردند، که البته قرآن کریم تمام این عقاید را غلط و باطل دانسته ولی اصل شفاعت را انکار نکرده است.

يكي از مزايايي كه خداي متعال به مؤمنان، اختصاص داده اين است كه اگر مؤمن، ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند كه باعث سلب توفيق و سوء عقاب و سرانجام، شك و ترديد يا انكار و جحود نشود، و خلاصه در يك جمله "اگر با ايمان از دار دنيا برود" به عذاب ابدي مبتلا نخواهد شد و جهنم برايش ابدي نخواهد بود و گناهان كوچكش به واسطه اجتناب و دوري از گناهان كبيره، بخشوده شده و گناهان بزرگش به وسيله توبه كامل و مورد قبول‏پروردگارش، آمرزيده مي‏شود، و اگر موفق به چنين توبه‏اي نشد، تحمل گرفتاري‏ها و مصائب دنيا بار گناهانش را سبك مي‏كند و سختي‏هاي برزخ و مواقف آغازين رستاخيز ناخالصي هايش را مي‏زدايد و اگر باز هم از آلودگي‏هاي گناهان پاك نشد به وسيله شفاعت ـ كه مظهر تجلي بزرگ‏ترين و فراگيرترين رحمت الهي در اولياء خدا به ويژه رسول اكرم و اهل بيت كرامش (عليهم الصلوة والسلام) مي‏باشد ـ از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت1. بر حسب روايات فراوان "مقام محمود" كه در قرآن كريم به رسول اكرم(ص) وعده داده شده همين مقام شفاعت است2، و نيز آيه شريفه "و لسوف يعطيك ربّك فترض(سوره ضحي، آيه5.)؛  و همانا پروردگارت "آنقدر" به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوي." اشاره به آمرزش الهي است كه به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال كساني كه استحقاق دارند مي‏شود.

بنابراين، بزرگترين و نهايي‏ترين اميد مؤمنان گنه كار، شفاعت است، ولي در عين حال نبايد از "مكر الهي" ايمن شوند و بايد هميشه بيمناك باشند كه مبادا كاري از آنها سر زده باشد يا سر بزند كه موجب سوء عاقبت و سلب ايمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنيوي به حدّي در دلش رسوخ يابد كه "العياذ بالله" با بغض خداي متعال از اين جهان برود بدان جهت كه مي‏بيند اوست كه به وسيله مرگ، بين او و محبوب‏ها و معشوق‏ها جدايي مي‏افكند.

شفاعت با توجه به دیدگاههای مختلف به تقسیم بندیهای مختلف ، تقسیم می شود ، بعضی آن را به فقهی و کلامی و دیگری آن را به غلط و صحیح و بعضی آن را به تکوینی و تشریحی و  عده ای آن را به دنیوی و اخروی تقسیم نموده اند .

 

2ـ معناي لغوي و اصطلاحي شفاعت

 « شفاعت كه از ريشة « شفع » به معناي « جفت » گرفته شده ، مصدر ثلاثي مجرد مي باشد و در محاورات عرفي بدين معني به كار مي رود كه شخص آبرومندي از بزرگي بخواهد كه از كيفر مجرمي بگذرد يا بر پاداش خدمتگزاري بيفزايد و شايد نكته‌ي استعمال در اين موارد ، اين باشد كه شخص مجرم به تنهايي استحقاق بخشودگي را ندارد يا شخص خدمتگزار به تنهايي استحقاق افزايش پاداش را ندارد ولي ضميمه شدن و جفت شدن در خواست « شفيع » با خواست مجرم ، چنين استحقاقي را براي وي پديد مي آورد .»3 شفاعت در اصطلاح متكلمين عبارت است از : « رسيدن رحمت ومغفرت خداي سبحان از طريق اوليائش بويژه رسول اكرم « صلي الله عليه و آله و سلم » و اهل بيت گرامي اش « عليهم السلام » به انسانهاي مؤمني كه در دنيا مرتكب معصيت شده اند به شرط آنكه با ايمان از دنيا بروند . علاوه بر شفاعت مصطلح ، شفاعت تكويني به معناي تأثير دعاي پيامبر در جلب مغفرت الهي به بندگان نيز داريم كه اين دو شفاعت در يك رتبه مي باشند ؛ پس استغفار براي گنهكاران در همين دنيا نيز نوعي شفاعت است.»4 با دقت در معني لغوي و اصطلاحي شفاعت در مي يابيم كه : در معناي لغوي شفاعت ، علاوه بر ميانجيگري جهت برداشتن كيفر ، ميانجيگري جهت افزايش پاداش نيز بيان شده است ؛ اما در معناي اصطلاحي شفاعت ، شفاعت كردن تنها براي برداشتن كيفر است . البته در اين وساطت براي دفع ضرر از كسي بايد سه طرف وجود داشته باشند: الف) شفاعت، ب) شفاعت شونده، ج) شفاعت کننده

 

 

3ـ انواع شفاعت

 صاحب كتاب محاضرات في الالهيات شفاعت را به دونوع تقسيم مي­كند مطلق ومحدود :5 شفاعت مطلق بدين معناست كه ؛ گناهكار در دنيا هر عملي را مرتكب شده و در قيامت ، خواستار شفاعت شافعان مي شود؛‌ اين نوع از شفاعت در منطق عقل و وحي ، رد شده است . در نقطه مقابل شفاعت مطلق، شفاعت محدود قرار دارد كه ، براي پذيرش آن ،‌ شروطي مقرر شده است مانند :

1ـ اجازه پروردگار به شفاعت 2ـ ايمان شفاعت شونده به خدا و پيامبران و روز رستاخيز و آنچه خدا بر پيامبرانش نازل فرموده است كه اين ايمان را تا پايان عمر حفظ كند . اين نوع از شفاعت ، در عقل و وحي ، پسنديده است . در واقع ، بيان انواع شفاعت ، به معترضين شفاعت كه معتقدند : اين مسأله باعث جرأت در گناهكاران و مجرمين مي شود ، بدين صورت پاسخ مي دهد كه : جرأت بر گناه لازمه شفاعت مطلق است كه رد شده نه شفاعت محدود كه مورد پذيرش است .

 

4ـ هدف از تشريع شفاعت

 غرض از تشريع شفاعت ، زنده كردن روح اميد در گناهكاران مي باشد ؛ وقتي شخص گناهكاري به خاطر گناهانش از درگاه الهي مأيوس گردد و به اين نتيجه برسد كه ديگر اميدي براي رهائي از عذاب الهي ندارد بيشتر در منجلاب فساد و تباهي فرو مي رود ؛ ولي هنگامي كه گنهكار بر اين باور باشد ، اگر در قيامت جزء محرومين از شفاعت نباشد اولياء خدا در حق او شفاعت مي‌كنند و اميدوار به فضل الهي باشد در دنيا تمام كوشش خود را به كار مي برد تا زندگي اش را منطبق بر مشمولين شفاعت كند.

 اثر شفاعت ، ريخته شدن گناهان و برداشتن عقاب است و در اصطلاح شرعي و مذهبي شفاعت درآن جا مطرح مي‏شود كه شخصي در نزد خداوند براي ديگري طلب مغفرت و آمرزش نمايد و يا بخواهد عقابي كه در اثر گناه متوجه نفس گنهكار شده از او برداشته شود و يا تخفيف يابد. در اين حال، شخص گنهكار، شفاعت شونده و ذات مقدس پروردگار پذيرنده شفاعت خواهد بود. شفاعت به معناي مذكور از مسلّمات دين مبين اسلام به شمار مي‏رود و در اين زمينه علاوه بر آيات متعدد قرآني، روايات فراواني از طريق شيعه و سنّي از رسول‏اكرم(ص) نقل گرديده است. شايد به جرأت بتوان گفت كه از همه ائمه معصومين در زمينه شفاعت روايت داريم و اين روايات هرگونه ابهام و شك و ترديدي را در زمينه شفاعت از بين مي‏برد و موجبات يقين را براي حقيقت جويان با انصاف فراهم مي‏سازد.

       در موارد متعارف علت اين كه كسي شفاعت شفيعي را مي‏پذيرد اين است كه مي‏ترسد اگر نپذيرد شفاعت كننده رنجيده مي‏شود و رنجش خاطر وي موجب محروميت از لذت مؤانست و خدمت و يا حتي موجب ضرري از ناحيه شفيع گردد. مشركاني كه آفريدگار جهان را داراي اوصاف انساني و از جمله نياز به انس با همسر و نديمان و كمك ياران و همكاران و يا ترس از انبازان و همتايان مي‏پنداشتند براي جلب توجه خداي بزرگ يا مصونيّت از خشم وي دست به دامن خدايان پنداري مي‏زدند و به پرستش فرشتگان و جنّيان و كرنش در برابر بت‏ها و تنديس‏ها پرداخته و مي‏گفتند: "هؤلاء شفعائنا عند الله( سوره يونس،18)؛ اينان شفيعان ما نزد الله هستند"و نيز مي‏گفتند: "ما نعبدهم الاّ ليقربونا الي الله زُلف(سوره زمر، آيه3)؛ اينان را پرستش نمي‏كنيم؛ جز به اين منظور كه قرب و منزلتي براي ما نزد الله تحصیل کنند.  قرآن كريم نيز در مقام ردّ چنين پندارهاي جاهلانه‏اي مي‏فرمايد: "ليس لها من دون الله وليٌّ و لا شفي (سوره انعام، آيه7)؛ ولي بايد توجه داشت كه نفي چنين شفيعان و چنين شفاعتي به معناي نفي مطلق شفاعت نيست و در خود قرآن كريم آياتي داريم كه "شفاعت باذن الله" را اثبات و شرايط شفيعان و نيز شرايط كساني كه مشمول شفاعت واقع مي‏شوند را بيان فرموده است. وانگهي پذيرفته شدن شفاعت شفيعان مأذون از طرف خداي متعال، به واسطه ترس يا نياز به ايشان نيست، بلكه راهي است كه خود او براي كساني كه كمترين لياقت دريافت رحمت ابدي را دارند گشوده و براي آن، شرايط و ضوابطي تعيين فرموده است. در حقيقت فرق بين اعتقاد به شفاعت صحيح و شفاعت شرك‏آميز، همان فرق بين اعتقاد به ولايت و تدبير استقلالي است كه در مباحث خداشناسي بيان مي‏شود.

        واژه شفاعت گاهي به معناي وسيع‏تري به كار مي‏رود و شامل ظهور هر تأثير خيري در انسان به وسيله ديگري مي‏شود و چنان كه پدر و مادر نسبت به فرزندان و گاهي بالعكس، يا آموزگاران و ارشادگران نسبت به شاگردانشان و حتي مؤذن نسبت به كساني كه با صداي اذان او به ياد نماز افتاده و به مسجد رفته‏اند شفاعت مي‏كنند، و در حقيقت، همان اثر خيري كه در دنيا داشته‏اند، به صورت شفاعت و دستگيري در قيامت ظاهر مي‏شود. نكته ديگر اين كه استغفار براي گنهكاران در همين دنيا نيز نوعي شفاعت است و حتي دعا كردن براي ديگران و درخواست قضاي حوائجشان از خداي متعال نيز در حقيقت از قبيل "شفاعت عندالله" به شمار مي‏رود، زيرا همگي اينها وساطت نزد خداي متعال براي رساندن خيري به شخصي ديگر يا دفع شري از اوست.

اينك به ذكر و ترجمه برخي از آيات و روايات كوتاه كه در اين زمينه وجود دارد مي‏پردازيم:

 

5ـ شفاعت درآیاتی از قرآن کریم

"مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه؛ كيست كه در نزد خداوند براي ديگران شفاعت كند مگر به اذن او؟" بقره/ آيه255

"مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ؛ شفيعي نيست مگر پس از اذن او".  يونس/ آيه3

"يَوْمَئِذٍ لا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا ؛ در آن روز (قيامت) شفاعت هيچ كس سودي نبخشد جز آن كس كه خداي رحمن به او رخصت شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گرديده است."  طه/ آيه109.

"لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنِ اتَّخَذَ عِند الرَّحْمَنِ عَهْدًا؛ در قيامت هيچ كس مالك شفاعت نمي‏باشد مگر كسي كه [به پرستش حق] از خداي متعال عهد [نامه توحيد كامل[ دريافته است". مريم/ آيه87.

"وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَي وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛و هرگز آن مقرّبان درگاه الهي از احدي جز آن كس كه خدا از او راضي است شفاعت نمي‏كنند و آنها دائما از خوف قهر خدا هراسانند." انبياء/ آيه28

 

6ـ شفاعت در روایات اهل سنت و تشیع

همان طور كه گفته شد در زمينه شفاعت هم از طريق اهل سنّت و هم از طريق شيعه اخبار فراواني به دست ما رسيده است. نخست به ذكر چند روايت كه از طريق اهل سنّت از پيامبر اكرم(ص) رسيده است مي‏پردازيم و سپس اخبار شيعه را در زمينه شفاعت بررسي مي‏كنيم.

 

6ـ1ـ اخبار اهل سنت

قال رسول الله(ص): "شفاعتي نائلة ان شاء الله من مات و لا يشرك بالله شيئا؛ از شفاعت من ـ اگر خداوند بخواهد ـ آن كس برخوردار خواهد شد كه بميرد در حالي كه هيچ گونه شائبه شركي نسبت به خداوند در دلش نباشد."

قال رسول الله(ص): "قوله تعالي: عسي ان يبعثك ربّك مقاما محمودا( اسراء/ آيه79.)؛ هو المقام الذي اشفع لامتي فيه؛ منظور از "مقام محمود" در آنجا كه خداوند مي‏فرمايد: "اميد است كه خداوند تو را براي مقام محمود برگزيند" مقامي است كه من در آن براي امتم شفاعت مي‏كنم". قال رسول الله(ص): "يشفع يوم القيامة الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء؛ در آن روز نخست انبياء، پس از آن علما و سپس شهداء، گنهكاران را شفاعت مي‏كنند".

 

6ـ2ـ اخبار شیعه6

قال رسول الله(ص): "ثلاثة يشفعون الي الله فيشَّفعون: الانبياء، ثم العلماء ثم الشهداء؛ سه گروهند كه در نزد خداوند براي گنه‏كاران شفاعت مي‏كنند و شفاعتشان مورد قبول واقع مي‏شود: نخست انبيا، سپس علما، پس از آن شهداء"7.

قال رسول الله(ص): "انما شفاعتي لاهل الكبائر من امتي؛ شفاعت من فقط براي كساني از امتم مي‏باشد كه مرتكب گناهان كبيره شده‏اند."  قال اميرالمؤمنين(ع): "لنا شفاعة و لاهل مودّتنا شفاعة؛ اميرالمؤمنين (در ضمن حديثي) فرمودند: براي ما و نيز براي اهل مودّت و دوستي ما حق شفاعت وجود دارد."  قال الصادق(ع): "من انكر ثلاثة اشياء فليس من شيعتنا، المعراج والمسألة في القبر والشفاعة؛ امام صادق(ع) فرمودند: هر كس منكر سه چيز شود از شيعيان ما محسوب نمي‏شود: معراج پيامبر، سؤال در قبر و مسئله شفاعت." قال الصادق(ع): "نمجّد ربّنا، و نصلّي علي نبيّنا، و نشفع لشيعتنا فلايردّنا ربّنا؛ امام صادق(ع) فرمود: ما پروردگارمان را تمجيد مي‏كنيم و بر پيامبرمان درود و سلام مي‏فرستيم، و براي شيعيانمان شفاعت مي‏كنيم، و خداوند نيز درخواست ما را ردّ نمي‏كند."

قال الرضا(ع): "من كذب بشفاعة رسول الله(ص) لم تنله؛ هر كس شفاعت رسول خدا(ص) را تكذيب نمايد مشمول آن نخواهد شد.

با توجه به آيات متعدد قرآني و روايات فراواني كه از شيعه و اهل سنت در زمينه شفاعت وجود دارد، انكار و تشكيك در آن هرگز براي اهل تحقيق و انصاف ممكن نيست.

 

7ـ جمع بندی روایات در باب شفاعت

آن چه از روايات در اين جا ذكر گرديد، تعداد كمي از روايات متعددي است كه در زمينه شفاعت به معناي گسترده آن به ما رسيده است. ما در اين جا براي رعايت اختصار از ذكر بقيه روايات اين باب كه در كتب احاديث آمده است خودداري مي‏كنيم و با جمع بندي جامع از مجموع روايات به دست آمده، معاني گوناگون و اصطلاح "شفاعت" در لسان شرع را نيز بيان مي‏كنيم: به طور كلي مي‏توان اين روايات را به سه دسته تقسيم كرد:

 دسته اوّل: رواياتي است كه شفاعت را به پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت شان، مؤمنين و يا گروه‏هاي خاص ديگر مثل انبيا، علما و شهدا نسبت مي‏دهند و در بعضي از روايات آمده است كه همسايه نيز درباره همسايه شفاعت مي‏كند8.

 دسته دوم: رواياتي است كه شفاعت را به بعضي از اعمال نسبت مي‏دهند. به عنوان مثال در روايتي شفاعت به "رحم و امانت‏داري" نسبت داده شده است9.

 دسته سوم: رواياتي است كه مفادشان اين است كه همه مردم (ظاهرا بدون استثناء) در قيامت نيازمند شفاعت پيامبر اكرم(ص) مي‏باشند10.

 اگر بخواهيم معناي عام و جامعي براي شفاعت با توجه به گونه‏هاي مختلف آن ارائه دهيم، بهتر اين است كه بگوييم: "شفاعت همان واسطه شدن در درگاه الهي است" و اين گروه‏ها، اشخاص و يا افعالي كه در روايات به عنوان "شفيع" مطرح مي‏شوند، هر يك به نوبه خود مجرايي از مجاري فيض باري تعالي هستند و وسائط و كانال‏هاي جريان لطف و رحمت خداوندي به شمار مي‏روند يعني همان گونه كه هر يك از فيوضات الهي سبب و مجراي خاصي دارد، فيض شفاعت الهي نيز سبب و كانال خاصي دارد.

 

8ـ مشمولين شفاعت

 « از بين افراد امت ،‌ آن دسته از مؤمنيني كه ، مرتكب گناهان كبيره شده وبرهمان گناهان بدون توبه مرده باشند مورد شفاعت قرار مي گيرند .»11 به شرطي كه :« يكتا پرست واقعي باشند » 12و « با ايمان از دنيا رفته واز طرف خداوند براي شفاعت شدن ، مأذون باشند و خداوند هم از دينشان راضي باشد .»13 پيامبر اكرم « صلي الله عليه وآله » فرمودند : « همانا نزديكترين شما به من در فرداي (قيامت ) وسزاوارترين شما به شفاعت من ، راستگوترين ، امانتدارترين ، خوش اخلاق ترين ونزديكترين شما به مردم است .»14 شفاعت ، مختص مؤمن است وشخص مؤمن ، در صورتي مشمول شفاعت مي شود كه ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند و مرتكب گناهاني نشود كه سلب توفيق و سوء عاقبت و سرانجام شك و ترديد يا انكار و جحود را به بار مي آورد ،‌و در يك جمله ، « اگر با ايمان از دنيا برود » به عذاب ابدي ، مبتلا نخواهدشد .

 

9ـ محرومين شفاعت

 كساني كه مقرر شده به صورت دائمي در آتش باشند مورد شفاعت شافعين قرار نمي گيرند؛ چون خلود در آتش با مفهوم شفاعت منافات دارد . اين افراد عبارتند از :

 1ـ كافران . والذين كفروا وكذبوا بآياتنا اولئك اصحاب النار فيها خالدون . بقره /39     

 2ـ مرتدان . ..... ومن يرتدد منكم عن دينه فيمت وهوكافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا والاخره واولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . بقره /217

3ـ مشركان : ماكان للمشركين ان يعمروا مساجدالله شاهدين علي انفسهم بالكفر اولئك حبطت اعمالهم وفي النار هم خالدون . توبه /17

4ـ ربا خواران: الذين يأكلون الربا . .  . فمن جاءه موعظه من ربه فانتهي فله ماسلف وامره الي الله ومن عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . بقره/275

5ـ منافقان: وعدالله المنافقين والمنافقات والكفار نار جهنم خالدين فيها هي حسبهم ولعنهم الله ولهم عذاب مقيم . توبه /68

6ـ ظالمان: ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد هل تجزون الابما كنتم تكسبون. يونس/52

7ـ قاتلين عمدي مؤمنين: ومن يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها ... نساء/ 93 قرآن كريم

در سورة مدثر بعضي از افرادي را كه شفاعت شافعين در حق آنان پذيرفته نمي شود چنين بيان مي كند : « از گنهكاران مي‌پرسند : شما را چه عملي به عذاب دوزخ در افكند ؟ آنان جواب مي دهند : ما از نمازگزارن نبوديم ومسكيني را طعام نداديم وبا اهل باطل ، به بطالت پرداختيم وروز جزا را تكذيب كرديم تا آنكه ( به‌وسيله مرگ ) يقين به قيامت يافتيم پس شفاعت شفيعان در حق آنان هيچ پذيرفته نشود .»( مدثر / ازآية 41تا48)

روايات معصومين نيز محرومين شفاعت را ذكر مي كنند :

 1ـ سبك شمارندگان نماز: ( پيامبر اكرم فرمودند : كسي كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت من دست نيابد وبه خدا سوگند كه در كنار حوض (كوثر ) برمن وارد نشود.)15

2ـ ناصبي ها : ( امام صادق عليه السلام فرمودند: حتي اگر فرشتگان مقرب وپيامبران مرسل در بارة فرد ناصبي شفاعت كنند شفاعتشان پذيرفته نمي شود .)16

3ـ انكاركنندگان شفاعت پيامبر: ( پيامبر اكرم فرمودند : كسي كه به شفاعت كردن من ، ايمان نداشته باشد خداوند شفاعت مرا به او نرساند .)17

 

10ـ سبب شفاعت

اگرچه سراسر وجود و هستي ما از آن خداست، و در هر لحظه غرق در درياي فيض الهي هستيم؛ امّا خداي تعالي فيوضات خاصي دارد كه شامل حال همه افراد نمي‏شود. بلكه متوقّف بر اعمال و افعال اختياري‏اي است كه هر كس موفق به انجام آن اعمال گردد از آن فيوضات بهره‏مند مي‏شود. هم چنين با توجه به تفاوت و اختلافي كه بين اين افعال ـ به عنوان اسباب تحصيل آن فيض‏ها ـ وجود دارد، خود اين فيض‏ها نيز مختلف مي‏شود. به گونه‏اي كه فيض خاصي كه از راه انجام يك فعل معيّن عايد انسان مي‏شود با فيض خاص عمل ديگر تفاوت دارد و اين دو قابل جانشيني و تبديل نيستند. به عنوان مثال فيض و ثوابي كه از راه "صدقه" به انسان مي‏رسد، ممكن نيست كه از راه ديگري كسب شود. و هر يك از اعمال نيك و صالح ديگر نيز سبب فيض خاصي هستند كه اين فيض‏هاي خاص جز از راه انجام فعل اختياري خاص خودشان حاصل نمي‏شود. براين اساس مي‏توان گفت حتي ملائكه الهي نيز كه موجوداتي تام التجرد بوده و جميع كمالات ممكنه نوع خود را بالفعل داراست از آن جا كه در كارهاي خود مختار نيستند، نمي‏توانند لذّت خاصي را كه از راه انجام يك فعل اختياري براي ما قابل درك است ادراك كنند. هدف از اين توضيحات اين است كه بگوييم: شفاعت نيز همچون ساير فيوضات حق تعالي سبب و مجراي خاصي دارد، اگر اين سبب فراهم نشود اين فيض هرگز به كسي نخواهد رسيد، و اين اسباب نيز هم‏چون ساير اسبابِ فيض‏هاي الهي جز از راه افعال اختياري قابل تحصيل نيست.

شفاعت در آخرت به چهار صورت ممکن است روی دهد . زمانی کسانی که حق شفاعت دارند خود در حق افرادی که سزاوار آن هستند نزد خداوند شفاعت کنند، ممکن است برخی از اهل شفاعت از برخی دیگر بخواهند تا در حق فردی شفاعت نمایند، ممکن است مشفوع له از صاحب شفاعت درخواست نماید و نیز ممکن است خداوند از شفیع بخواهد تا شفاعت نماید. 

 

11ـ شبهاتی در باب شفاعت

حال با توجه به مطالب مذكور پاسخ دو شبهه از شبهاتي كه در زمينه شفاعت مطرح شده است روشن مي‏شود. از آن جا كه پاسخ اين دو شبهه ارتباط مستقيم با مطالب مذكور دارد، لذا اين دو شبهه را در اين جا مطرح كرده و پاسخ مي‏دهيم.

سؤال اول: آيا شفاعت به معناي تحت تأثير قرار گرفتن خداوند در برابر ديگري ـ يعني شفيع ـ نيست؟ چرا كه اگر بگوييم در مسأله شفاعت مؤثر حقيقي تنها و تنها خداست، بنابراين درخواست شفيع هيچ اثري نداشته و شفاعت بي‏معناست؛ و اگر بگوييم ديگري نيز در افاضه اين فيض الهي از ناحيه خداوند مؤثر است، مستلزم تأثر و انفعال خداوند است!

سؤال دوم: آيا شفاعت كردن شفيع براي رفع عقاب از كسي است كه مستحق عقاب است و آيا پذيرش اين شفاعت از جانب خداوند به اين معنا نيست كه رحمت و لطف و مهرباني شفيع بيشتر و بالاتر از رحمت و لطف خداوند است؟

پاسخ به سوال اول: با توجه به اين كه گفتيم شفاعت نيز فيضي از فيوضات خداوندي است بنابراين روشن است كه منشأ اصلي و حقيقي اين فيض شفيع نيست، هرچند كه او تنها و تنها به عنوان كانال و فيض خاص الهي در رسيدن آن به انسان مدخليت دارد. يعني فيض شفاعت تنها و تنها از آن خداست؛ اما خود او كانال خاصي، مانند: پيامبران، ائمه، شهدا، علما و... را براي اين فيض قرار داده است كه اين فيض جز از اين مجاري قابل تحصيل نيست، بنابراين در عين حالي كه اين وسائط در شفاعت مؤثرند، هرگز اين مطلب به معناي متأثر شدن و انفعال پذيري خداوند نيست.

پاسخ به سوال دوم: از پاسخ سؤال قبلي پاسخ اين سؤال نيز روشن مي‏شود يعني وقتي روشن شد كه فيض و رحمت تنها از ناحيه خداست، و اين شفعا و وسائط تنها نقش مجرا و واسطه دارند؛ بنابراين هرگز چنين نيست كه رحمت و مهرباني شفيع بيشتر از خداوند باشد،بلكه اين رحمت بي‏منتهاي اوست كه باعث شده بابي به نام "شفاعت" به عنوان آخرين مرحله بهره مندي از فيض الهي گشوده گردد تا از اين طريق نيز افراد بيشتري مشمول فيض و رحمت او واقع شوند.

 

12ـ شرایط شفاعت

هرچند مسئله شفاعت از اصول مسلّم و قطعي اسلام است، اما تابع شرايط و مقتضيات خاص و ويژه‏اي است، كه از لابلاي مباحث گذشته تا حدودي مي‏توان اين شرايط را به دست آورد، اين شرايط را به صورت خلاصه ذكر مي‏كنيم:

1 ـ اذن الهي: چنان كه در بسياري از آيات قرآن كريم مشاهده كرديم، يكي از شرايط اساسي و اصلي شفاعت اين است كه به اذن الهي باشد. بنابراين چنين نيست كه هر كس بتواند در مورد هر كس كه بخواهد شفاعت كند: "رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا" نبأ / آيه37.

2 ـ رضايت خدا نسبت به شفيع: علاوه بر اين كه اصل شفاعت بايستي با اذن الهي باشد، شخص شفيع نيز بايستي از كساني باشد كه خداوند شفاعت آنان را مي‏پذيرد. با توجه به اين شرايط نيز نمي‏توان از هر كسي توقع شفاعت داشت وهر كس نمي‏توانند مدّعي حق شفاعت شود.

 3 ـ رضايت خدا نسبت به فرد مورد شفاعت: در مسئله شفاعت، رضايت خداوند نسبت به شفاعت شوندگان نيز شرط است. يعني چنين نيست كه فيض شفاعت بدون استثنا نصيب هر كس شود، بلكه ـ چنان كه اشاره نموديم ـ اسباب و ملاك خاصي دارد كه هر كس اين ملاك را تحصيل كرده باشد، مشمول شفاعت شفاعت كنندگان قرار مي‏گيرد و در غير اين صورت از اين فيض محروم خواهد بود.

از آيات و روايات شفاعت مي‏توان بعضي از شرايط شفاعت شوندگان را كه موجب رضايت خداوند نسبت به شفاعت در حق آنان مي‏گردد به دست آورد، مانند شرائط "ايمان"، "اقامه نماز" ، "پرداخت زكات" و "اعتقاد به معاد" كه از آيات زير به دست مي‏آيد:

"فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ *وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّي أَتَانَا الْيَقِينُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ؛ مدثر/ آيات 48 ـ 40.

 

 بهشتيان در بهشت از مجرمين سؤال مي‏كنند كه چه كرديد كه اينك گرفتار عذاب دوزخ شديد؟ دوزخيان پاسخ مي‏دهند، ما از نمازگزاران نبوديم، و با پرداخت زكات دستگيري از مسكينان نكرديم، و همواره عمر خويش را با اهل باطل به بطالت گذرانديم، و روز جزا و قيامت را دروغ مي‏پنداشتيم، تا اين كه ناگاه مرگ گريبان ما را گرفت و برايمان يقين حاصل شد. [اما اينان بايد بدانند كه]، با اين وضع، شفاعت شافعان در روز رستاخيز هرگز شامل حال آنها نمي‏شود.

به طور كلي بايد سنخيّتي بين شفاعت‏كنندگان و شفاعت شوندگان وجود داشته باشد تا شفاعت مؤثر باشد، اما اگر زنگارهاي سياهي و پليدي و گناه آنقدر زياد باشد كه به طور كلي سنخيّت بين دو گروه از بين رفته باشد، شفاعت هيچ اثري نخواهد داشت،

 

13ـ  آثار تربیتی شفاعت از دیدگاه شیعه

شفاعت نه تنها باعث تشویق به گناه نمی­شود بلکه دارای آثار تربیتی مهمی است که از کناه جلوگیری می­کند. این آثار عبارتند از:

 1) ایجاد امید و مبارزه با روح یأس: وقتی انسان درک کند که گناه باعث طرد کلی از درگاه خداوند نمی­شود و می­تواند با توسل به شفیعان، گذشته خود را جبران کند از ناامیدی رهایی یافته برای سازندگی خود تلاش می­کند.

2) ایجاد رابطه­ای معنوی  با اولیاءالله: وقتی انسان دریابد اولیایی وجود دارند که به واسطه تقرب خود به خداوند می­توانند از انسان شفاعت کنند، سعی می­کند که آنان را بشاسد و رابطه معنوی با آنان ایجاد کند و از فرموده­ها و دستورات آنان اطاعت کند.

 

14ـ شفاعت در علم کلام

از اصطلاحات کلامی و و مسایل حاد و متنازع فیه است که میان ارباب کلام و فرق کلامی مورد بحث و جدال است.

خوارج اصولاً هیچ نوع وساطتی را قبول ندارند و گویند گنهکاران علی الاطلاق به دوزخ روند و هیچ کس هم نمی­تواند آنها را نجات دهد. می­گویند در قرآن آمده است که در روز قیامت نه دوستی به کار آید و نه وساطت پذیرفته شود.

اهل سنت و اشعریان و کرامیه گویند: بزرگان دین واسطه شوند و خداون گنهکاران را می­بخشد و در قرآن هم آمده است که شفاعت به اذن خداوند است. معتزلیان نیز تصدیق داشتند که شفاعت فقط برای کسانی رواست که شایسته پاداش در آخرت باشند تا این شفاعت حظ آنان را در آخرت افزون کند . از نظر اشعریان هدف اصلی شفاعت برداشتن عذاب بود. برخی شاعره معتقد بودند که پیامبر ممکن است برای بخشایش عذاب گنهکاران یا برای افزایش بهره کسانی که سزاوار پاداشند شفاعت کند.

در شفاعت پیامبر (ص)، مرجئه و گروهی از اصحاب حدیث با امامیه موافقت دارند . معتزله بر ضد ایشان اجماع کرده اند، به اعتقاد ایشان شفاعت رسول الله (ص) مخصوص مطیعان است نه عاصیان و آن حضرت از هیچ آفریده­ای که مستحق عذاب باشد شفاعت نمی­کند.

همه مسلمانان بر این اصل که پیامبر(ص) دارای مقام شفاعت است اتفاق نظر دارند و در ثبوت آن برای آن حضرت هیچگونه اختلافی نیست و شیعه امامان(ع) را نیز در روز رستاخیز شفیع خود می­دانند. آنچه اختلاف است اینکه چه کسانی استحقاق شفاعت دارند و برای چه چیزهایی شفاعت می­شوند.

 

نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387 توسط سیروس اویسی| |