تبليغاتX
سخـن - قافیه و نقش آن در شکل گیری قالب شعری
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

 

 به حروف مشترک که در کلمات آخر قرینه های سخن منظوم تکرارمی شود «قافیه » گویند و کلماتی که این حروف مشترک در آنها آمده است «کلمات قافیه » نامیده می شوند.

 

ای سـاربان آهســـته ران کآرام جانم می رود

و آن دل که با خــود داشتم با دلستانم می رود

من مانده ام مهـجور از او، بیچاره و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او، دراستخوانم می رود

گفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درون

پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود

 

به واژه های قبل از ردیف در پایان مصرع اول و مصرع های زوج شعر بالا دقت کنید؛ حروف «انم » در پایان همه این واژه ها تکرار شده است و این حروف مشترک «قافیه» نام دارد و کلماتی نظیر «جانم ،دلستانم ،استخوانم و...» که این حروف مشترک درآن ها آمده است، «کلمات قافیه » نامیده می شوند. قافیه علاوه برتأتیر موسیقایی، به تنظیم فکر و احساس شاعر کمک می کند، به شعر استحکام می بخشد، مصراع ها و بیتها را جدا می کند و به آن ها تشخّص می دهد و با تداعی معانی در آفرینش مفاهیم نو و تازه به شاعر کمک می کند. در شعر سنتّی قافیه اجباری و ردیف که پس از قافیه می آید اختیاری است، اما درشعر نیمایی نظم مشخصی ندارد.

 

اگربه نحوه ی تکرار قافیه «انم» درشعری که خواندید دقت کنید، در می یابید که قافیه در پایان مصراع اول شعر و همه مصراع های زوج آمده است، .شکلی که قافیه به شعر می بخشد، « قالب » نام دارد. تفاوت  قالب ها، تفاوت در چگونگی قافیه آن هاست، زیرا قافیه می تواند تنها در پایان مصراع های فرد یا زوج یا در آخر هر دو مصراع یک بیت بیاید، اگر نحوه ی تکرار قافیه در دو یا چند شعر یکسان باشد، تعداد ابیات، محتوا، وزن و نوع قالب را مشخص خواهند کرد، شعرسنّتی قالب های متفاوت دارد اما قالب شعر نیمایی از کوتاه و بلند شدن مصراع ها حاصل می شود.

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386 توسط سیروس اویسی| |