وب سایت شخصی سیروس اویسی
این واژه در زبانهای عربی و عبری با گویشی یکسان به کار رفته است و در آیات تورات، انجیل و قرآن نیز با همین لفظ آمده و منشأ تفسیرهای مختلفی شده است. در زبان انگلیسی الفاظی چون ,Spirit Ghost و Soul برای روح استفاده میشود که هر یک مفهوم نزدیک به دیگری ولی در عین حال متفاوتی را القا میکند.(1) برای جلوگیری از خلط در مفاهیم، بهتر آن است که مطالعه پدیده روح در هر نظام، با تعابیر خاص همان نظام فکری مورد بررسی قرارگیرد. هدف اصلی این نوشتار، ارایه تصویری روشن از مفهوم، مصداق و تقسیمبندی روح در آینه وحی است. مطابق باور متصوفه و در حوزه ادبیات عرفانی مکاشفه بر خلاف رؤیای صادقه که در خواب رخ میدهد، در بیداری و سکوت و در حالت ترک اسباب حادث میشود. بر این اساس مکاشفه یکی از مصطلحات عرفانی است که با واژگانی چون الهام، خاطر، واقعه، یقین، شهود، عیان، ذوق، کرامت، شرب، ریّ، سر، روح، دل، نفس و... در یک محور قرار میگیرند. نظریهپردازان و شاعران در بارة هریک از این دو نظریه و تأیید یا رد آن بسیار سخن گفتهاند. تفاوت ساختار ذهنی افراد انسانی، طبعاً دریافتهای ذهنی و نیز واکنشهای ذهنی متفاوت را در برابر یک تجربة واحد، در پی دارد. یعنی، هر شاعر، گاه در حال و هوا یا لحظاتی خاص، احساس میکند پیامهایی را به گونهای کم و بیش مبهم، از جایی (بیرون یا درون خویش)، دریافت میکند، بیآنکه بداند خاستگاه این پیامها کجاست. این پیامهای تازه و نامشخص، گاه، با انباشتههای ذهنی پیشین شاعر در میآمیزد و این آمیزش به گونهای است که اغلب جدا سازی بخشهایی از آن، با عنوان «الهامهای غیبی» یا «انباشتههای ذهنی»، ناممکن مینماید. بررسی یا تحلیل این روند پیچیده ذهنی که همواره محل نزاع بسیاری از شاعران و نظریهپردازان هنری بوده، موضوع بحث این گفتار است. در اين مقاله، پرفسور آنه ماري شيمل مى كوشد تا نشان دهد كه رقص صوفيانه (سماع) هرچند از سوى بسيارى از اهل ظاهر عملى شيطانى و غيراخلاقى دانسته شده، اما نزد برخى طريقه هاى اصيل صوفيه همچون طريقه مولويه و برخى مشايخ اين قوم همچون ابوسعيد ابوالخير ومولاناجلال الدين محمد بلخى وسيله اى براى وصال عرفانى، شهود خداوند و شور عرفانى تلقى شده است و يكسره از اميال وتمنيات جسمانى عارى است. پرفسور آنه ماري شيمل در خلال دهه هاى اخير، گاهى نوشته هايى در روزنامه هاى آمريكا درباره آموزش «رقص صوفيانه » مى خوانيم و «رقص صوفيانه» به شيوه اى مرسوم براى پرورش نفس بدل شده است. اما، رقص در اسلام قبيح شمرده شده است؛ چرا كه به طور كلى رقص در تاريخ اديان با وجد و حال در ارتباط است و انسان را از حالت عادى خود خارج مى كند و مى توان گفت: او را بر گرد يك محور خاص به چرخش وامى دارد. بى گمان در دوره هاى ميانى اسلامى ضيافتهاى مسلمانان متمكن، اغلب باموسيقى و رقص به پايان مى رسيد. ليكن در بستر دين رقص، كه اساساً يك پى ـ پديدار موسيقى ونغمه خوش آهنگ است، با خصيصه شريعت محور اسلام در تعارض قرار مى گيرد. زيرا ممكن است فرد را از راهى كه خداوند مقررداشته ـ شريعت ـ به بيراهه كشد. از اين رو، اسلام هنجارين به مخالفت با رقص برخاسته است و مطابق قرآن (فاطر، آيه ۸) با كف زدن و امورى از اين دست نيز مخالف است. طى چندين قرن، مقالات و رسالاتى عليه مسأله رقص به علت وجود تأثيرات شيطانى آن نگاشته شده است. بدين جهت خنياگران و رقاصان حق شهادت دادن در دادگاه را نداشتند. به عنوان نمونه، مى توان از رساله اى منسوب به ابن تيميه در مورد رقص و سماع يادكرد. او اين دو مقوله را به اندازه تبعيت از مغولها، براى مؤمنان خطرناك و زيانبار مى شمارد (بعدها يك پژوهشگر تأثير يا ردپاى رقص شمنانه را در رقص صوفيانه مشاهده نمود). حتى كسانى را كه رقص را ويژگى اصلى تصوف مى شمارند و خود را به اين جريان منسوب مى دارند، موردنكوهش قرار داده اند، چرا كه هدف آنها بزرگنمايى چنين تجربيات خلسه آورى بوده است. ايشان در اين مورد با هجويرى (قرن پنجم قمرى/ يازدهم ميلادى) موافق اند. وى در كشف المحجوب بيان مى دارد: «طايفه اى ديدم از عوام كه مى پنداشتند مذهب تصوف خود هيچ نيست جز رقص.» (كشف المحجوب، ص۴۱۶ ، ترجمه نيكلسون). مدتي نگذشت كه علم و فلسفه در بين مسلمين شايع شده و تشتت ناشي از ظهور فرق مختلف موجب شك و ترديد گرديد و خود اين امر سبب شد كه نهضتي مخالف نهضت علمي به وجود آيد و جماعتي راه وصول به معلوم را واردات قلبي و مكاشفه بدانند و از طرف ديگر خشكي و تعصب و تنگ حوصلگي و سخت گيري بعضي از فقهاء و اهل ظاهر معدلي ايجاب مي كرده و همين امر سبب شده كه جماعتي در مقابل آنها به عرفان و تصوف بگروند. حاصل آنكه، بتدريج افكار عارفانه در عقول مسلمين پيدا شد. يعني صوفيان بدقت و كنجكاوي در قرآن نگريسته و از قرآن دلائلي استنباط كردند. با اينكه اين فكر يا ايدئولوژي صوفيه عقايد نظامات جامعه را بهم نمي زد، با اين حال صوفيه كمال احتياط را به كار برده همه جام به عقايد و افكار خود رنگ قرآن و حديث زدند و اصول عقايد خود را مطابق مذاق متشرعان در آوردند ولي فقهاء و متكلمان هر دو دسته به دشمني و معارضه با صوفيه برخاستند. شفاعت علیرغم اینکه ریشه در عقاید دینی دارد در اقوام و ملل مختلفی که حتی به هیچیک از ادیان آسمانی ایمان نداشتهاند نیز رسوخ کرده است و بیشتر جنبه اخلاقی مأخوذ از اعتقاد به جهان دیگر داشته است. اقوام و ملل ـ اعم از بت پرستان و غیره ـ معتقد بودند که زندگی آخرت نوعی از حیات دنیوی است که قانون اسباب و مسببات مادی و طبیعی در آن حاکم است، لذا انواع قربانیها و هدایا را به خدایان خود تقدیم میداشتند تا از گناهان آنها صرفنظر کرده و یا در احتیاجات آنها را کمک کنند و یا آنها را وسیله شفاعت خود قرار میدهند. آنها « فداء» یا «بدلی» برای جریم خود تهیه میکردند و یا از اشخاص و اسلحه استمداد میجستند. از این رو، زیور آلات و اسلحه را با مردگان خود دفن میکردند تا شاید از آنها استفاده یا به وسیله آن از خود دفاع کنند. حتی برخی از کنیزان را برای انس با میت و یا برخی از شجاعان را برای کمک به او همراه میت دفن میکردند، که البته قرآن کریم تمام این عقاید را غلط و باطل دانسته ولی اصل شفاعت را انکار نکرده است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
موضوع آدم و آفرينش وي، در دين اسلام، از اهميت بسياري برخوردار است. آدم از ديدگاه اسلام نخستين پيامبر است و چون مسلمانان بخواهند آغاز و پايان نبوت را نشان دهند عبارت «از آدم تا خاتم» را به كار مي برند. آنچه دربارة آدم در كتب تفسير، حديث، تاريخ و ادب آمده است همه مبتني بر آيات قرآني است. در قرآن كريم 25 بار نام آدم آمده، ولي تفصيل آفرينش او در 6 سوره است. اين آيات فشرده و پرمعني است و مفسران و صاحبنظران در تبيين و تفسير آنها احتمالات بسيار دادهاند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
از زمانی که خداوند متعال با وحی بر پیامبرانش از دمیدن «روحِ» خود در پیکر انسان پرده برداشت، واژه روح به عنوان یکی از واژههای پر رمز و راز در حوزه انسانشناسی مطرح شد. پس از آن فیلسوفان، متکلمان، عارفان و روانشناسان در بیان حقیقت آن نظراتی ابراز داشتند. به رغم پارهای اشتراکات در کاربرد این واژه در ادیان و علوم، تفاسیر متفاوتی از روح ارایه شده است.
نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388
توسط سیروس اویسی| |
مکاشفه در لغت به معنی آشکار کردن و دریافت روح عارف از حقایق عالم مجرد است. برخی نیز آن را حصول علم برای نفس دانستهاند که به فکر یا حدس و یا سانحهای خاص حاصل میگردد. (فرهنگ فارسی معین، ذیل مکاشفه) صاحب نفایسالفنون نیز آن را بر معانیای اطلاق میکند که تنها با مدرکات باطنی ادراک میشود و آن در سه زمینه کشف نظری، الهامی و روحی امکانپذیر است. کشف از نظر علی بنعثمان هجویری حالتی است که حضور دل در مشاهده حاصل گردد و چشم بصیرت در خواب و بیداری و در مدتی کوتاه حقایقی را از غیب ببیند که علامت آن نیز دوام تحیر در عظمت خداوند است.
نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388
توسط سیروس اویسی| |
دربارة الهامهای شاعرانه، دست کم دو دیدگاه کلی وجود دارد: نخست، الهام پدیدهای است فرا طبیعی و بیرون از وجود شاعر؛ دوم الهام نیرویی ذهنی و برخاسته از ضمیر ناخودآگاه شاعر است.
نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388
توسط سیروس اویسی| |
نوشته شده در شنبه 20 تیر1388
توسط سیروس اویسی|
از علومي كه در دامن فرهنگ اسلامي زاده شد و رشد يافت و تكامل پيدا كرد علم «عرفان و تصوف» است. قديمترين شكل تصوف اسلامي تزهد و تقثف است كه اساسا عكس العملي بوده در مقابل دنيا دوستي و انهماك در لذات، يعني از يك نوع طغيان داخلي و برآشفتگي ذهني بر ضد بي عدالتيهاي اجتماعي و بي عدالتيهاي افراد و مردم، و مهمتر از همه، خصوصا بر ضد خطايا و معاصي شخصي خود و اقبال به تصفيه و تطهير باطن تا به هر وسيله اي هست مورد رضاي خدا شوند . اين است آنچه از سبك زندگي و گفتار صوفيان عهد اول يا بهتر آن است گفته شود زهاد اوايل اسلام از قبيل حسن بصري، مالك بن دينار، حبيب عجمي و ابراهيم ادهم بر مي آيد.
نوشته شده در شنبه 20 تیر1388
توسط سیروس اویسی|
آدم، يا آدم ابوالبشر، نخستين انسان و پدر همة مردمان. دربارة آفرينش و زندگاني او در دينهاي سهگانة يهود و مسيحيت و اسلام، روايات و داستانهاي همسان و همانند آمده است، و اين همساني و همانندي از آن رو است كه مبدءِ وحي در اين 3 دين يكي است. از اين رو، پيش از پژوهش دربارة آفرينش آدم و سرگذشت او در فرهنگ اسلامي، بررسي مختصري دربارة چگونگي آن در دين يهود و مسيحيت و نظري كوتاه به انسانشناسي اين اديان، سودمند خواهند بود.
نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387
توسط سیروس اویسی| |
نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387
توسط سیروس اویسی| |
