تبليغاتX
سخـن
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

از دو معنایی تا چندلایگی معنا

 دکترمحمود فتوحي

ابهام در نظريه‌هاي ادبي جديد، بر خلاف ديدگاههای قدما نكوهيده نيست، بلكه ارزش محسوب مي‌شود. اين مقاله با بررسی پیشینة ‌تاریخی بحث از ابهام در بلاغت قدیم و دیدگاههای امروزی نشان می‌دهد که ذوق زيبايي‌شناسي در گذر زمان، به ابهام و چندمعنایی متمایل‌ شده است. از قرن بیستم به بعد منتقدان و نظریه‌پردازن ادبی ابهام را جوهر ذاتي متن ادبي می‌دانند. مقاله با طرح بحث ارزش ابهام ادبي، ميان «دشواره» و «ابهام هنری» (چندمعنايي) فرق مي‌گذارد و در پی اثبات این نکته است که تفاوت ادبیات با زبان در رویکرد به ابهام و نقش و کارکرد آن به روشنی مشخص می‌شود. هدف اصلی مقاله تأکید بر این اصل است كه ابهام، جوهرة‌ ادبيات است و ‌ارزش هنري و راز ماندگاري آثار جاودانه بسته به میزان ابهام نهفته در آنهاست. اگر ابهام را از متنهاي ادبي اصيل حذف كنيم، گوهر ادبي آن را كنار گذاشته‌ايم. ابهام با شركت دادن خواننده در آفرينش معنا، نوعي تعامل ميان خواننده و متن ايجاد مي‌كند. از آنجا كه خوانندگان را در طول تاريخ به واكنش وا مي‌دارد، امکان گفتگوی نسلهاي مختلف با متن پيوسته فراهم می‌آید.

كليد واژه‌ها: ابهام، دشواره، چندمعنايي، ادبیات


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 توسط سیروس اویسی|
 تعارف‌ يكي‌ از مسائل‌ مهمي‌ است‌ كه‌ دانستن‌ آن‌ براي‌ فارسي‌آموزان‌ خارجي‌ ضروري‌ به‌ شمار مي‌رود. در اين‌ مختصر، نگارنده‌ قصد دارد مشخص‌ كند چرا فارسي‌آموزان‌ خارجي‌ نمي‌توانند تعارف‌ فارسي‌ را بفهمند يا خوب‌ متوجه‌ شوند.ابتدا دربارة‌ نظريه‌ ادب‌ همگاني‌، كه‌ توسط‌ براون‌ و لوينسون‌ مطرح‌ شد سخن‌ مي‌رود و بعد پديدة‌ تعارف‌ براساس‌ اين‌ نظريه‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد. در اين‌ بخش‌ به‌ اين‌ پرسش‌ پاسخ‌ داده‌ مي‌شود كه‌: آيا تعارف‌ فارسي‌ در چارچوب‌ نظرية‌ ادب‌ قرار مي‌گيرد؟ بخش‌ سوم‌ به‌ دستگاه‌ ضمير و فعل‌ مي‌پردازد و مهم‌ترين‌ نقش‌هاي‌ تعارف‌ و فرق‌ آن‌ با ادب‌ عمومي‌ را آشكار مي‌كند. سرانجام‌، سه‌ علت‌ اصلي‌ برشمرده‌ و راه‌حل‌ ممكن‌ ارائه‌ مي‌شود
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387 توسط سیروس اویسی|

شاید تا کنون بارها با اصطلاحاتی مثل :  "زبان خارجی" و "زبان دوم " برخورد کرده ایم و احتمالاً این دو را هم یکی دانسته ایم، اما بد نیست بدانیم این دو اصطلاح با هم تفاوت های اساسی دارند، هم در تعریف و هم در نحوه ی یادگیری.

"زبان خارجی"، به زبانی اطلاق می­شود که در خارج از جامعه­ای که با آن تکلم می­شود، آموخته شود اما  "زبان دوم"، به زبانی اطلاق می­شود که در همان جامعه­ای که آن زبان در آن رایج است، آموخته می­شود. بنابراین اگر ما انگلیسی را در ایران بیاموزیم اطلاق عنوان زبان خارجی به آن صحیح تر است و مهاجران به ایالات متحده، انگلیسی را به عنوان زبان دوم می­آموزند. طبیعتاً بین یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم و یادگیری آن به عنوان زبان خارجی تفاوت های اساسی وجود دارد که در زیر مواردی از آن ذکر می شود:

1ـ در یادگیری زبان دوم، فرد می­تواند اطلاعات ورودی را از درون و یا حتی خارج از کلاس دریافت کند.

2ـ فرد قادر است آنچه را که آموخته، بلافاصله مورد استفاده قرار دهد، درست همانگونه ­که کودک اولین زبان را می­آموزد، که در این صورت انجام بسیاری از تمرینات طبیعی امکان­پذیر است.

3ـ همچنین آنچه آموخته شده است، مانند کودک، ممکن است برای گذران در جامعه ضروری باشد. زبان دوم حتی ممکن است برای به دست آوردن شغل و حفظ آن نیز ضروری باشد.

4ـ تقریباً به همین خاطر، بزرگسالان معمولاً بیشتر مایل به یادگیری زبان دوم هستند تا زبان خارجی.

 

تلخیص و اقتباس از:

Grover Hudson(2000): Essential Introductory Linguistics, Blackwell Publishers

 

نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387 توسط سیروس اویسی|
 وقتی با کلمه آواشناسی روبرو می شویم مراحل تولید اصوات در ذهن ما تداعی می شود و عقیده اکثر افراد بر این است که آواشناسی علمی است که چگونگی تولید اصوات را بررسی می کند .ولی آیا فقط با تولید اصوات رابطه زبانی بین سخنگو و مخاطب برقرار می شود ؟قطعا چنین نیست .اگر ما سخن بگوییم بدون اینکه مخاطب ما سخنانمان را بفهمد ارتباط زبانی برقرار نشده است .بنابراین اگرچه اولین مرحله در برقراری ارتباط تولید صوت توسط سخنگوست اما برای برقراری ارتباط زبانی کافی نیست .قبل از اینکه سخنگو شروع به صحبت کند تصمیم می گیرد که چه بگوید و این مغز است که پیغام تولید صوت را بر اساس آنچه سخنگو در نظر دارد به اندام های تولید صوت می رساند .پس از رسیدن این پیام ،اندام های صوتی شروع به تولید صوت برای رساندن منظورومفهومی خاص می کنند .این اصوات امواج صوتی هستند که توسط هوا در فضا جا به جا می شوند و به گوش مخاطب یا مخاطبین می رسند بنابراین بین سخنگوومخاطب ،اصوات به صورت امواج صوتی منتقل می شوند .این امواج به گوش مخاطب رسیده وپیغام های عصبی تولید می کند که به مغز می رود و در مغز تجزیه وتحلیل می شود و منظور سخنگو به مخاطب می رسد .بنابراین ،آواشناسی مطالعه صداهای گفتار است ومطالعه تولید ،ذات فیزیکی و درک صداها.بنابراین ،آواشناسی شامل سه بخش می شود :1-آواشناسی تولیدی 2-آواشناسی آکوستیک و 3-آواشناسی شنیداری
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387 توسط سیروس اویسی| |
  کوروش کرمی

        نظری به زندگی اجتماعی روزانه ی ما نشان مـی دهد که بشــر چه تدابیـر مختلف و متعددی بـه کار می برد تا بتواند نیت و مقصود خود را به همنوعانش بفهماند و نیت و مقصود آن ها را بفهمد ؛ از اشاره های سر و دست ابرو گرفته تا علایم راهنمایی و رانندگی ، همه از جمله وسایل ارتباطی اند . پس مدار زندگی بشر بر ارتباط قرار دارد .

         چنانکه میدانید زبان مهمترین وسیله ی ارتباطی بشر و پایه ی همه ی نهاد های اجتماعی اوست . در اینجا اصطلاح « زبان موسیقی » و « زبان گل ها » و « زبان تصاویر » را کنار می گذاریم ، زیرا این ها تنها استعاره هایی بیش نیستند ؛ نه موسیقی زبان است نه نقاشی نه پیکر تراشی حتی اگر این هنر ها رابطه ای هم با زبان داشته باشند ، به هر حال مفهوم « رابطه » متضمن مفهوم تفاوت و فاصله میان عناصری است که با یکدیگر رابطه دارند . اگر می گوییم که نقاشی و موسیقی زبان نیست به آن سبب است که ماده و مصالح کار آن ها با زبان یکی نیست . غرض از زبان مفهوم عادی و مصطلح این کلمه است ، یعنی – پیش از آنکه به تعریفی برسیم – ساده ترین وسیله ای که ما در زندگی روزمره برای ایجاد ارتباط با همنوعان خود در اختیار داریم و نخستین خصوصیت آن تولید اصواتی است که از دهان بیرون می آید

       زبان پدیده ای متحول و زنده است که همواره در حال باز سازی خویش است. دلیل آن نیز روشن  است؛ این پدیده بر بستر وجود زنده ی انسانی و ارتباطات و گستره عمل اجتماعی ، حرکت می کند در نتیجه در یک رابطه دایمی با بستر خویش متأثر از دیالکتیک تکامل و قوانین حاکم بر حرکت جامعه است .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387 توسط سیروس اویسی| |