وب سایت شخصی سیروس اویسی
مطابق باور متصوفه و در حوزه ادبیات عرفانی مکاشفه بر خلاف رؤیای صادقه که در خواب رخ میدهد، در بیداری و سکوت و در حالت ترک اسباب حادث میشود. بر این اساس مکاشفه یکی از مصطلحات عرفانی است که با واژگانی چون الهام، خاطر، واقعه، یقین، شهود، عیان، ذوق، کرامت، شرب، ریّ، سر، روح، دل، نفس و... در یک محور قرار میگیرند. نظریهپردازان و شاعران در بارة هریک از این دو نظریه و تأیید یا رد آن بسیار سخن گفتهاند. تفاوت ساختار ذهنی افراد انسانی، طبعاً دریافتهای ذهنی و نیز واکنشهای ذهنی متفاوت را در برابر یک تجربة واحد، در پی دارد. یعنی، هر شاعر، گاه در حال و هوا یا لحظاتی خاص، احساس میکند پیامهایی را به گونهای کم و بیش مبهم، از جایی (بیرون یا درون خویش)، دریافت میکند، بیآنکه بداند خاستگاه این پیامها کجاست. این پیامهای تازه و نامشخص، گاه، با انباشتههای ذهنی پیشین شاعر در میآمیزد و این آمیزش به گونهای است که اغلب جدا سازی بخشهایی از آن، با عنوان «الهامهای غیبی» یا «انباشتههای ذهنی»، ناممکن مینماید. بررسی یا تحلیل این روند پیچیده ذهنی که همواره محل نزاع بسیاری از شاعران و نظریهپردازان هنری بوده، موضوع بحث این گفتار است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مکاشفه در لغت به معنی آشکار کردن و دریافت روح عارف از حقایق عالم مجرد است. برخی نیز آن را حصول علم برای نفس دانستهاند که به فکر یا حدس و یا سانحهای خاص حاصل میگردد. (فرهنگ فارسی معین، ذیل مکاشفه) صاحب نفایسالفنون نیز آن را بر معانیای اطلاق میکند که تنها با مدرکات باطنی ادراک میشود و آن در سه زمینه کشف نظری، الهامی و روحی امکانپذیر است. کشف از نظر علی بنعثمان هجویری حالتی است که حضور دل در مشاهده حاصل گردد و چشم بصیرت در خواب و بیداری و در مدتی کوتاه حقایقی را از غیب ببیند که علامت آن نیز دوام تحیر در عظمت خداوند است.
نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388
توسط سیروس اویسی| |
دربارة الهامهای شاعرانه، دست کم دو دیدگاه کلی وجود دارد: نخست، الهام پدیدهای است فرا طبیعی و بیرون از وجود شاعر؛ دوم الهام نیرویی ذهنی و برخاسته از ضمیر ناخودآگاه شاعر است.
نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388
توسط سیروس اویسی| |
