تبليغاتX
سخـن
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

از دو معنایی تا چندلایگی معنا

 دکترمحمود فتوحي

ابهام در نظريه‌هاي ادبي جديد، بر خلاف ديدگاههای قدما نكوهيده نيست، بلكه ارزش محسوب مي‌شود. اين مقاله با بررسی پیشینة ‌تاریخی بحث از ابهام در بلاغت قدیم و دیدگاههای امروزی نشان می‌دهد که ذوق زيبايي‌شناسي در گذر زمان، به ابهام و چندمعنایی متمایل‌ شده است. از قرن بیستم به بعد منتقدان و نظریه‌پردازن ادبی ابهام را جوهر ذاتي متن ادبي می‌دانند. مقاله با طرح بحث ارزش ابهام ادبي، ميان «دشواره» و «ابهام هنری» (چندمعنايي) فرق مي‌گذارد و در پی اثبات این نکته است که تفاوت ادبیات با زبان در رویکرد به ابهام و نقش و کارکرد آن به روشنی مشخص می‌شود. هدف اصلی مقاله تأکید بر این اصل است كه ابهام، جوهرة‌ ادبيات است و ‌ارزش هنري و راز ماندگاري آثار جاودانه بسته به میزان ابهام نهفته در آنهاست. اگر ابهام را از متنهاي ادبي اصيل حذف كنيم، گوهر ادبي آن را كنار گذاشته‌ايم. ابهام با شركت دادن خواننده در آفرينش معنا، نوعي تعامل ميان خواننده و متن ايجاد مي‌كند. از آنجا كه خوانندگان را در طول تاريخ به واكنش وا مي‌دارد، امکان گفتگوی نسلهاي مختلف با متن پيوسته فراهم می‌آید.

كليد واژه‌ها: ابهام، دشواره، چندمعنايي، ادبیات


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 توسط سیروس اویسی|