تبليغاتX
سخـن
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

آن که با شعر فارسی و يا عرفان اسلامی آشناست، تضاد ميان عشق و عقل را می‌شناسد؛ تحقيری را می شناسد که سرايندگان عشق ناسوتی و لاهوتی در اسلام با آن از عقل سخن می‌گويند. اين سنتی است کهن که تجربه آموزی و نظرپردازی در آن به هم پيوند خورده اند. افلاطون در «فايدروس»1 عشق را «جنونی الهی» می نامد، و سرودی که پولسِ رسول در نخستين نامه اش به قرنتيان در ستايش عشق می خواند، به تعبيری معنوی، جهتی مشابه را نشان می دهد.2 در شعر عربی - تقريباً از همان آغاز - با مقوله جنون عشق روبروئيم. مجنون در سرتاسر شعر عاشقانه ی اسلامی به شخصيتی اسطوره ای و به يکی از رموز کليدی تبديل می گردد. عرفان اسلامی که قالب زبانی شعر غنايی را تقريباً به طور کامل از آن خود ساخته است، ديوانگی عشاق را نيز می شناسد.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387 توسط سیروس اویسی|

در ادبیات برای بیان مسائل و مطالب مختلف قالب­های متعدد و متنوعی وجود دارد، که شاعر به تناسب موضوع شعری قالب مناسب را برمی­گزیند. قالب غزل از جمله قالب­هایی است که هر موضوعی را نمی­توان در آن مطرح کرد مگر آنکه شاعر به مرتبه­ی استادی رسیده باشد. از جمله­ی این مسایل می­توان به مسائل اعتقادی، کلامی، عرفانی و ... اشاره کرد. این مسائل به لحاظ موضوع و مخاطب نیازمند شرح، بسط و تفصیل هستند که در غزل به لحاظ محدودیت ابیات باید موجز و مختصر بیان شوند. از این رو شاعر در بیان این مسائل باید سخن را به ایجاز بیان کند. در ادامه­ی این بحث شواهدی از این مسائل را، از دیوان حافظ، که به شیوه­ای ایجازگونه بیان شده­اند، نقل می­کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387 توسط سیروس اویسی|