وب سایت شخصی سیروس اویسی
به نقل از استاد گرامی دکتر محمود فتوحی گفت: اووووووووه!چقدر فكر و فلسفه و مكتب و جهانبيني، از مغز آدميزاد بيرون آمده! گفتم: يعني همه از مغر آدميزاد تراويده؟ گفت: نميدانم. گفتم: كداميك بهتر توانسته انسان و هستي را چنان كه هست تفسير يا توجيه كند. گفت: به نظرم فيلسفههاي بزرگ كاريكاتورهاي بزرگي هستند كه هر يك فقط بخشي از هستي را بزرگ كرده و به رخ ما كشيده اند. ايدهآليسم: در نقاشي خود از انسان و جهان، بخش آرماني ذهن ما ر ا بزرگ كرده فرويديسم: آلتي بزرگ به تصوير كشيده كه سايهاش بر هستي و انسان افتاده هرمنوتيك: مغلطهبازي و تأويلگري ما را در بوق و سرنا كرده فمينيسم: هستي را به هيأت زني كشيده با شلاقي بر گردة مردي. ساختگرايي: روحها را به شكل اسكلت ساختمان ميكشند. ساختار شكني: پتكي دارد كه هر ساختاري را درهم ميشكند. ساختارهاي غالب و قطبهاي مسلط را فلسفة تحليلي: زباني به عظمت اورست دردهان بشريت ديده است. رمانتيسيسم: قلبي به اندازه وال و نهنگ در سينة بشر ميبيند، ليز و پر احساس سوسياليسم: كاريكاتوري كشيده به نام عدالت. جيبهاي همة مردم را به شكل ظروف مرتبطه تصوير كرده. سوررئاليسم : حيات را بستر يك خواب پر تلاطم و رؤياي رنگين ميبيند كه در آن ديوانگان عاقلانند. صوفيسم: نقطةكوچكي كشيده به اندازة خردل به نام «دل»، خدا را و انسان را و هستي را ميخواهد در آن نُقَيطة سياه ببيند! آن را سويداي وجود و مركز معرفت ميخواند. ناتوراليسم: زندگي را به شكل يك دالان تاريك پر فاضلاب نقاشي كرده كه موش و وزغ و پلنگ و خرگوش، ماهي و سگ و شغال و انسان در آن ميلولند و همديگر را مي خورند! راسيونالسيسم : عقل را گنده كردند به هيأت صخرهاي صلب و ستبر. نيهليسم: جمجمهاي كشيده به شكل زمين، پوك و توخالي.
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386
توسط سیروس اویسی| |
