تبليغاتX
سخـن
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

 

بنات النعش در ادب فارسی بیشتر در تشبیه و توصیف پراکندگی و گسستگی به کار رفته است همچنانکه پروین در تشبیه تجمع و به هم پیوستگی از جمله فرخی سیستانی (متوفی 429 ص 294) در مدح امیر یوسف (متوفی 423) برادر محمود غزنوی گفته است : او سپاهی را که مانند پروین انبوه و به هم پیوسته است با تیر خود مانند بنات النعش پراکنده می کند و باز در قصیده ای دیگر در مدح همو گفته است : از بس که عطا می کند خزینه هایی را که مانند پروین پر است همچون هفت اورنگ (= بنات النعش ) می پراکند. امیر معزی (متوفی ح 518 ـ521) در مدح ملکشاه سلجوقی گفته است : قومی که در مخالفت تو مانند ثریا (= پروین ) با هم پیوسته بودند اکنون همچون بنات نعش از هم گسسته اند (ص 4: همچون بنات نعشند از هم گسسته اکنون / قومی که بر خلافت بودند چون ثریا) که ظاهرا اشاره است به بیت مشهور ابونواس (متوفی ح 198ـ200) که از امثال عرب محسوب می شود.

 

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386 توسط سیروس اویسی| |
 

 واژه ای پرکاربرد در ادب فارسی به معنای مسیحی و نصرانی خاصه عابد مسیحی . ترسا (در پهلوی ) صفت فاعلی از «ترسیدن » به معنای ترسنده و مترادف «راهب » در زبان عربی است (برهان ج 1 ص 484 پانویسهای 5 و 6) همچنانکه در شعر فارسی نیز به «ترس ترسا» اشاره شده است.


در سرزمینهای اسلامی چون مسلمانان با مسیحیان آشنایی داشتند در گفتگو از کفر و بی دینی به ترسایان نیز اشاره می کردند (آریان ص 233) چنانکه امیر معزی (متوفی 520) ترسا را لقب کافران دانسته (ص 18) و کمال اسماعیل (متوفی 635) ترسایی را مترادف کافری گفته است (ص 15 نیز رجوع کنید بهمولوی 1355 ش ج 5 ص 229). ناصرخسرو (متوفی 481) از اینکه ترسایان عیسی علیه السلام را فرزند خدا می دانند انتقاد کرده است (ص 58). عطار نیشابوری (متوفی 618) در حکایتی از الهی نامه (ص 62ـ63) با نظر به همین اعتقاد ترسایان می گوید که ترسایی فرزندی زیبا داشت فرزندش بیمار شد و درگذشت پس از آن ترسا مسلمان شد و گفت : اگر خدا فرزندی داشت به داغ من خشنود نمی بود

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386 توسط سیروس اویسی| |
 

         مثنوی معنوی، به یک معنی تماماً کتاب ولایت و بیان طریقت اولیاست. احکام ولایت به بهترین وجهی در این کتاب تبین شده است. در میان کتب عرفانی کمتر کتابی را می توان یافت که به مانند کتاب شریف بتواند اسرار و دقایق و لطایف و اشارات اولیا را با دقیق ترین و عالی ترین تعبیر بیان کند والحق باید گفت این کتاب شریف در میان کتب عرفانی اسلام بلکه در میان آثار عرفانی دیگر کم‌نظیر، اگر نگوییم بی‌نظیر، است.

این کتاب شریف بحری است مواج و زخار و سرشار از گوهرهای بسیار پرقیمت از حقایق الهی که در قالب زیباترین شعر فارسی سروده شده است. ما فقط بحث خود را به یکی از مهمترین مسائل عرفان مولانا که همان مسئله ولایت و اولیا باشد، محدود می‌کنیم.

ولایت از دیدگاه مولانا یک حیات ثانی، مردن از زندگی طبیعت و زنده شدن به حیات معنوی است. قرآن کریم نیز بر این معنی تصریح می‌نماید: اَوَمَن کان مَیتاً فَاحییناه وَ جَعلنا لَهُ نوراً یَمشی به فی النّاسِ کَمَن مَثَلُهُ فِی الظُّلماتِ لَیسَ بِخارجِ مِنه(1) یعنی آیا آن کسی که مرده بود و او را زنده گردانیدیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم آید و رود مانند کسی است که در تاریکی فرورفته است و هرگز از آن بیرون نیاید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386 توسط سیروس اویسی| |